چرا سگ ها و انسان ها یکدیگر را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارند؟

ساخت وبلاگ

جفری کلوگر سردبیر مجله تایم و نویسنده ده کتاب از جمله آپولو 13، آپولو 8 و دو رمان برای بزرگسالان جوان است. او بیش از 40 داستان جلد برای TIME در موضوعاتی از فضا گرفته تا رفتارهای انسانی و آب و هوا و پزشکی نوشته است. همراه با دیگران در TIME، کلوگر نامزد امی برای سریال وب A Year in Space است.

شما بهتر از چیزی که فکر می کنید صحبت می کنید. شما ممکن است مسلط نباشید. که در واقع نیاز به سگ بودن دارد. اما اگر می رفتید در دنیایی که فقط سگ ها زندگی می کردند، در درک حرف های آنها بسیار خوب خواهید بود. شما می توانید یک صدای عصبی را از یک غرغر تهدیدآمیز تشخیص دهید، پارسی که می گوید سلام از پارسی که می گوید گم شو. شما می توانید زبان بدنی را بخوانید که می گوید خوشحالم، می گوید غمگین، می گوید خسته، می گوید ترسیده، که می گوید لطفا، لطفا، لطفا همین الان با من بازی کنید!

فکر می کنید این مسئله بزرگی نیست؟سپس به این پاسخ دهید: یک پرنده شاد چگونه است؟شیر غمگین؟شما نمی دانید، اما صحبت های سگ به شما می رسد. و مانند اولین زبان انسانی خود، حتی لازم نیست برای یادگیری آن تلاش کنید. شما در دنیایی بزرگ شدید که در آن سگ ها همه جا هستند و به سادگی آنها را درک کرده اید.

این به خودی خود چیزی در مورد پیوند مشترک انسان ها و سگ ها می گوید. ما با گربه ها زندگی می کنیم، با اسب ها کار می کنیم، گاوها را برای شیرشان و مرغ ها را برای تخم هایشان اجیر می کنیم و به آنها پول می دهیم، مگر اینکه آنها را بکشیم و به جای آن بخوریم. زندگی ما با زندگی گونه های دیگر گره خورده است، اما اگر بخواهیم می توانیم از هم جدا شویم.

در مورد سگ ها همه چیز فرق می کند. دنیای ما و دنیای آن ها مدت ها پیش مانند دو رنگ مختلف با هم می چرخند. هنگامی که به رنگ نارنجی ترکیبی دست پیدا کردید، دیگر به رنگ قرمز و زرد باز نخواهید شد.

اما چرا اینطور است؟این کافی نیست که بگوییم این رابطه همزیستی است - اینکه سگ ها برای ما شکار می کنند و برای ما گله می کنند و ما آنها را گرم نگه می داریم و در عوض به آنها غذا می دهیم. کوسه ها و ماهی های رمورا معامله ای مشابه همزیستی انجام دادند، به طوری که ریمورا انگل ها را از پوست کوسه پاک می کرد و به خود کمک می کرد تا تکه های حاصل از کشتار کوسه ها را به عنوان دستمزدش دریافت کند. آن معامله زیر آب کاملاً معاملاتی است. عشق نقشی ندارددر مقابل، انسان ها و سگ ها یکدیگر را می پرستند.

رابطه آغاز شد - خوب ، هیچ کس دقیقاً نمی داند از چه زمانی شروع شد. نخستین بقایای انسان و سگ که در کنار هم قرار گرفته اند به 14000 سال پیش تاریخ می پردازند ، اما برخی از یافته های تأیید نشده وجود دارد که گفته می شود بیش از دو برابر پیر است. نکته بزرگتر معنای اکتشافات است: ما با سگ ها زندگی می کردیم و سپس تصمیم گرفتیم که با آنها دفن شود. تصور کنید که.

فقط با کوچکترین فرصت ژنتیکی بود که اتحادیه های متقابل ما به هیچ وجه جعل شد. سگ ها و گرگ ها 99. 9 ٪ از DNA میتوکندری خود را دارند - DNA که توسط مادر به تنهایی منتقل می شود - که باعث می شود این دو گونه تقریباً قابل تشخیص باشند. اما در جای دیگر ژنوم ، چند ضایعه ژنتیکی وجود دارد که تفاوت قدرتمندی ایجاد می کند. در مورد کروموزوم شش به طور خاص ، محققان سه ژن پیدا کرده اند که برای بیش از حد با مسئولیت بیش از حد کد می کنند-و در همان نقطه ای هستند که ژنهای مشابهی دارند که با شیرینی مشابه در انسان مرتبط هستند.

اجداد ما نمی دانستند که هزاره ها قبل از چه ژن ها چه ژن ها هستند ، اما آنها می دانستند که هر از چند گاهی ، یک یا دو نفر از دستگاه های کوچک متوسط با مگس های طولانی که در اطراف آتش سوزی هایشان به وجود آمده است ، با توجه خاصی به آنها نگاه می کند ،برخی از نیازهای دوست داشتنی ، و مقاومت در برابر آنها بسیار دشوار بود. بنابراین آنها از این تعداد معدودی از سرما استقبال کردند و سرانجام آنها را سگ خواندند ، در حالی که خویشاوند نزدیک حیوانات که ژن های خوب را نمی کشیدند - آنهایی که ما می خواستیم گرگ ها یا شغال ها یا کویوت ها یا دینگ ها را صدا کنیم - باقی مانده استبرای رسیدن به راه خود در حالت طبیعت که در آن متولد شده اند.

وقتی خودمان خودمان وضعیت طبیعت را ترک کردیم ، ممکن است اتحاد ما با سگها حل شود. اگر نیازی به سگ شاغل ندارید - و تعداد کمتری از مردم این کار را انجام می دادند - دفترچه از تعادل خارج شد. ما همچنان به سگها حقوق و دستمزد آنها را پرداخت می کردیم ، اما در ازای آن کمی ملموس بودیم. هرچند هرگز مهم نیست ؛در آن زمان ما خرد شدیم.

زبان ما نشان می دهد که چگونه عشق ما را بدست آورده ایم: کلمه "توله سگ" تصور می شود که از پوپ فرانسوی یا عروسک اقتباس شده است-شیئی که بر آن محبت غیر منطقی را اسراف می کنیم. داستانهای عامیانه ما توسط سگها جمع شده بود: آفریقایی ها از Rukuba ، سگی که ما را به آتش کشید ، صحبت کردند. ولزی به داستان The Faithful Hound Gelert گفت ، که کودک یک شاهزاده را از گرگ نجات داد. اشرافی ها در پرتره های خانوادگی شامل سگ خانواده شدند. عجیب و غریب ثروتمند شامل سگ ها در وصیت نامه خود بود.

امروز ، حداقل در مناطقی که توسط انسان ها جمع شده اند ، سگ ها فراوان ترین گوشتخوار زمینی سیاره هستند. حدود 900 میلیون نفر از آنها در سراسر جهان وجود دارد که فقط 80 میلیون نفر از آنها فقط در ایالات متحده زندگی می کنند. گونه ای که سگ خانگی است - Canis lupus tocalisis - که به صدها نژاد تقسیم شده است ، که برای اندازه یا خلق و خوی یا رنگ یا برش انتخاب شده اند.

یک صاحب سگ متوسط آمریکایی بیش از 2000 دلار در سال برای غذا ، اسباب بازی ، مراقبت های پزشکی و موارد دیگر خرج می کند و برخی از افراد آماده می شوند قیمت بسیار بالاتر و بسیار عزیزتری را بپردازند. هنگامی که طوفان کاترینا در سال 2005 به نیواورلئان برخورد کرد ، بسیاری از مردم بدون سگ خود از تخلیه خودداری کردند که کنگره قانونی را تصویب کرد که نیاز به آمادگی در برابر فاجعه برای ایجاد اسکان برای حیوانات خانگی دارد.

آنچه به عنوان یک قرارداد خدمات متقابل بین دو گونه بسیار متفاوت آغاز شد ، چیزی شبیه به عشق شد. هیچکدام از اینها حس نمی کنند ، اما لازم نیست. عشق به ندرت قسمت های استدلال مغز را لمس می کند. قسمتهای رویایی ، قسمتهای فداکار را لمس می کند - قسمتهایی را که گاهی اوقات قلب می نامیم لمس می کند. هزاران سال است که سگهای ما زندگی کرده اند.

به جفری کلگر در jeffrey. kluger@time. com بنویسید.

ایده های زمانی میزبان صداهای پیشرو در جهان است و در مورد وقایع در اخبار ، جامعه و فرهنگ اظهار نظر می کند. ما از مشارکتهای خارج استقبال می کنیم. نظرات بیان شده لزوماً منعکس کننده دیدگاه ویراستاران زمان نیست.

تحليلات الفوركس...
ما را در سایت تحليلات الفوركس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : یکتا ناصر بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 15:08