
تصور می شود که برای اکثر انتخاب کنندگان سهام سرمایه گذاری موفقیت آمیز بر اساس برخی از مهارت ها است. حقیقت این است که انتخاب موفق سهام برای اکثر سرمایه گذاران آماتور و حرفه ای عمدتاً به دلیل "شانس" بودن مهارت نیست.
شواهدی از این امر را می توان در کتاب دانیل Kahneman یافت - فکر کردن سریع و آهسته. Kahneman یک روانشناس است که به دلیل کار خود در زمینه روانشناسی قضاوت و تصمیم گیری و همچنین اقتصاد رفتاری قابل توجه است ، که برای آن جایزه یادبود نوبل 2002 در علوم اقتصادی (مشترک با ورنون ال اسمیت) دریافت کرد.
در زیر گزیده ای از آن کتاب است که در مورد آنچه Kahneman می نامد بحث می کند-توهم مهارت انتخاب سهام:
در سال 1984 ، من و آموس و دوست ما ریچارد تالر از یک شرکت وال استریت بازدید کردیم. میزبان ما ، مدیر ارشد سرمایه گذاری ، از ما دعوت کرده بود تا در مورد نقش تعصبات قضاوت در سرمایه گذاری صحبت کنیم. من آنقدر در مورد امور مالی می دانستم که حتی نمی دانستم از او چه بپرسم ، اما یک مبادله را به یاد می آورم. من پرسیدم: "وقتی سهام می فروشید ،" چه کسی آن را خریداری می کند؟ "او با موجی در جهت مبهم پنجره پاسخ داد و نشان داد که انتظار دارد خریدار خیلی شبیه او باشد. این عجیب بود: چه چیزی باعث شد یک نفر خرید و دیگری بفروشد؟فروشندگان چه فکر می کردند می دانند که خریداران این کار را نمی کنند؟
از آن زمان ، سؤالات من در مورد بازار سهام به یک معمای بزرگتر سخت شده است: به نظر می رسد یک صنعت بزرگ عمدتاً بر روی یک توهم مهارت ساخته شده است. میلیاردها سهام هر روز معامله می شود که بسیاری از افراد هر سهام را خریداری می کنند و دیگران آن را به آنها می فروشند. برای بیش از 100 میلیون سهام یک سهام واحد برای تغییر دست در یک روز غیر معمول نیست.
بیشتر خریداران و فروشندگان می دانند که اطلاعات مشابهی دارند. آنها سهام را در درجه اول به دلیل اینکه نظرات مختلفی دارند ، مبادله می کنند. خریداران فکر می کنند که قیمت خیلی پایین است و احتمالاً افزایش می یابد ، در حالی که فروشندگان فکر می کنند قیمت بالا و احتمالاً کاهش می یابد. معما به همین دلیل است که خریداران و فروشندگان به طور یکسان فکر می کنند که قیمت فعلی اشتباه است. چه چیزی باعث می شود آنها اعتقاد داشته باشند که بیشتر از بازار چه چیزی باید داشته باشند؟برای بیشتر آنها ، این اعتقاد یک توهم است.
در طرح های گسترده خود ، نظریه استاندارد در مورد نحوه کار بازار سهام توسط همه شرکت کنندگان در صنعت پذیرفته شده است. همه در تجارت سرمایه گذاری کتاب فوق العاده بارتون مالکیل را که یک پیاده روی تصادفی در وال استریت است ، خوانده اند. ایده اصلی مالکیل این است که قیمت سهام تمام دانش موجود در مورد ارزش شرکت و بهترین پیش بینی های مربوط به آینده سهام را در بر می گیرد. اگر برخی معتقدند که قیمت سهام فردا بیشتر خواهد بود ، امروز بیشتر از آن خریداری می کنند. این به نوبه خود باعث افزایش قیمت آن خواهد شد. اگر تمام دارایی های موجود در یک بازار به درستی قیمت داشته باشند ، هیچ کس نمی تواند انتظار داشته باشد که با تجارت به دست بیاورد یا از دست بدهد. قیمت های کامل هیچ زمینه ای برای هوشمندی باقی نمی گذارد ، اما آنها همچنین از احمق ها از حماقت خود محافظت می کنند. با این حال ، اکنون می دانیم که این تئوری کاملاً درست نیست. بسیاری از سرمایه گذاران انفرادی به طور مداوم با تجارت از دست می دهند ، دستاوردی که یک شامپانزه دارتور نمی تواند با آن مطابقت داشته باشد. اولین تظاهرات این نتیجه گیری شگفت آور توسط تری اودان ، استاد دارایی در UC برکلی که زمانی دانشجو من بود ، جمع آوری شد.
اودان با مطالعه سوابق معاملاتی 10،000 حساب کارگزاری سرمایه گذاران انفرادی که یک دوره هفت ساله را در بر می گیرد ، آغاز شد. وی توانست هر معامله ای را که سرمایه گذاران از طریق آن شرکت ، نزدیک به 163،000 معاملات انجام داده اند ، تجزیه و تحلیل کند. این مجموعه غنی از داده ها به ODEAN اجازه داد تا همه مواردی را که یک سرمایه گذار برخی از دارایی های خود را در یک سهام فروخته است ، شناسایی کند و خیلی زود پس از آن سهام دیگری را خریداری کرد. با این اقدامات ، سرمایه گذار فاش کرد که وی (بیشتر سرمایه گذاران مرد بودند) در مورد آینده این دو سهام ایده مشخصی داشتند: او انتظار داشت که سهام خود را انتخاب کند تا بتواند بهتر از سهام خود را انتخاب کند.
برای تعیین اینکه آیا این ایده ها به خوبی تأسیس شده اند ، اودان بازده سهام سرمایه گذار را که فروخته بود و سهام او در جای خود خریداری کرده بود ، در طی یک سال پس از معامله مقایسه کرد. نتایج به طور واضح بد بود. به طور متوسط ، سهام که معامله گران انفرادی فروخته شده بهتر از آنچه خریداری کرده اند ، با حاشیه بسیار قابل توجهی انجام می دهند: 3. 2 درصد در سال ، بالاتر و فراتر از هزینه های قابل توجه اجرای این دو تجارت.
یادآوری این نکته حائز اهمیت است که این بیانیه در مورد میانگین ها است: برخی از افراد خیلی بهتر عمل کردند ، برخی دیگر بدتر شدند. با این حال ، واضح است که برای اکثریت بزرگ سرمایه گذاران انفرادی ، دوش گرفتن و انجام هیچ کاری نمی توانست سیاست بهتری از اجرای ایده هایی باشد که به ذهنشان خطور می کرد. تحقیقات بعدی اودیان و همکارش برد باربر از این نتیجه گیری حمایت کردند. در مقاله ای با عنوان "تجارت برای ثروت شما خطرناک است" ، آنها نشان دادند که به طور متوسط ، فعال ترین معامله گران فقیرترین نتایج را داشته است ، در حالی که سرمایه گذاران که کمترین معامله را کسب می کردند بالاترین بازده را کسب می کردند. در مقاله دیگری با عنوان "پسران پسران خواهند بود" ، آنها نشان دادند كه مردان بیشتر از زنان بر اساس ایده های بی فایده خود عمل می كنند ، و در نتیجه زنان به نتایج سرمایه گذاری بهتری نسبت به مردان می رسند.
البته ، همیشه شخصی در آن طرف هر معامله وجود دارد. به طور کلی ، این موسسات مالی و سرمایه گذاران حرفه ای هستند که آماده استفاده از اشتباهاتی هستند که معامله گران انفرادی در انتخاب سهام برای فروش و سهام دیگری برای خرید انجام می دهند. تحقیقات بیشتر توسط باربر و اودین بر این اشتباهات روشن شده است.
سرمایه گذاران انفرادی دوست دارند با فروش "برندگان" ، سهام خود را که از زمان خریداری شده قدردانی می کنند ، در دستاوردهای خود قفل کنند و آنها را به بازنده های خود آویزان کنند. متأسفانه برای آنها ، برندگان اخیر تمایل دارند در کوتاه مدت بهتر از بازنده های اخیر عمل کنند ، بنابراین افراد سهام اشتباه را می فروشند. آنها همچنین سهام اشتباه را خریداری می کنند. سرمایه گذاران انفرادی به طور قابل پیش بینی به شرکت هایی که توجه خود را جلب می کنند ، زیرا آنها در اخبار هستند. سرمایه گذاران حرفه ای در پاسخ به اخبار انتخابی تر هستند. این یافته ها توجیهی را برای برچسب "پول هوشمند" که متخصصان دارایی برای خودشان اعمال می کنند ، ارائه می دهد.(جزئیات بیشتر: Vergleicht ، Wo Man Bitcoin Kaufen Ka)
اگرچه متخصصان قادر به استخراج ثروت قابل توجهی از آماتورها هستند ، اما تعداد کمی از سهامداران سهام ، در صورت وجود ، مهارت لازم برای ضرب و شتم بازار را به طور مداوم ، سال به سال دارند. سرمایه گذاران حرفه ای ، از جمله مدیران صندوق ، یک آزمون اساسی مهارت را انجام نمی دهند: موفقیت مداوم. تشخیصی برای وجود هر مهارت ، قوام تفاوت های فردی در دستیابی است. منطق ساده است: اگر اختلافات فردی در هر سال کاملاً به دلیل شانس باشد ، رتبه بندی سرمایه گذاران و بودجه به صورت نامنظم متفاوت خواهد بود و همبستگی سال به سال صفر خواهد بود. با این حال ، در جایی که مهارت وجود دارد ، رتبه بندی پایدارتر خواهد بود. تداوم اختلافات فردی ، اندازه گیری است که ما با استفاده از آن ما وجود مهارت در بین گلف بازان ، فروشندگان اتومبیل ، ارتودنتیست ها یا جمع کننده های سریع عوارض را در این مسیر تأیید می کنیم.
وجوه متقابل توسط متخصصان بسیار با تجربه و زحمتکش اداره می شود که سهام را خریداری و می فروشند تا به بهترین نتیجه ممکن برای مشتریان خود برسند. با این وجود ، شواهد بیش از پنجاه سال تحقیق قطعی است: برای اکثریت زیادی از مدیران صندوق ، انتخاب سهام بیشتر شبیه به نورد تاس است تا مانند بازی پوکر. به طور معمول حداقل از هر سه صندوق متقابل حداقل دو بازار را در هر سال مشخص می کند.
از همه مهمتر ، همبستگی سال به سال بین نتایج وجوه متقابل بسیار اندک ، به سختی بالاتر از صفر است. بودجه موفق در هر سال معین عمدتاً خوش شانس است. آنها تاس خوبی دارند. توافق کلی بین محققان وجود دارد که تقریباً همه انتخاب کنندگان سهام ، خواه آنها را بدانند یا نه - و تعداد معدودی از آنها - بازی های شانس را انجام می دهند. تجربه ذهنی معامله گران این است که آنها در شرایط عدم اطمینان زیاد حدس می زنند. با این حال ، در بازارهای بسیار کارآمد ، حدس های تحصیل کرده دقیق تر از حدس های کور نیستند.
برای آخرین اخبار و پادکست ها ، به خبرنامه رایگان ما در اینجا بپیوندید.
فراموش نکنید که در CAP بزرگ بزرگ ما 1000 - Screener Stock ، در اینجا در چند مورد خریدار بررسی کنید:
تحليلات الفوركس...
ما را در سایت تحليلات الفوركس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : یکتا ناصر
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
4 فروردين
1402 ساعت: 17:20