تجارت بین المللی مبادله کالا یا خدمات در حوزه های ملی است. تجارت ورودی به عنوان واردات تعریف می شود و تجارت برون مرزی به عنوان صادرات تعریف می شود. تجارت بین المللی منوط به نظارت نظارتی و مالیات ملل درگیر ، یعنی از طریق گمرک است.
1. جریان جهانی سازی
در یک اقتصاد جهانی ، هیچ کشوری خودکفا نیست ، که با جریان های خاصی از کالاها ، مردم و اطلاعات همراه است. هر کشور در سطوح مختلف تجارت درگیر است تا بتواند آنچه را که تولید می کند ، به دست آورد ، آنچه را که فاقد آن است ، به دست آورد و در برخی از بخش های اقتصادی نسبت به شرکای تجاری خود کارآمدتر تولید کند. تجارت بین المللی یا تجارت از راه دور قرن ها انجام شده است ، با برخی از مسیرهای تجاری باستانی تاریخ را پیش بینی می کند. تجارت بخش مهمی از تاریخ اقتصادی و فرهنگی است ، زیرا مسیرهای تجاری باستانی مانند جاده ابریشم می تواند شهادت دهد. از نظر تاریخی ، تجارت هم با تقاضا و هم ظرفیت حمل و نقل کالاهای مقرون به صرفه و دارای ارزش بازار در مقصد محدود بود. تحولات تجاری و فناوری اجازه داده است تا در 600 سال گذشته تجارت در مقیاس روزافزون اتفاق بیفتد. تا اواسط قرن نوزدهم ، تجارت نقش فزاینده ای در زندگی اقتصادی ملل و مناطق داشت و پس از اواسط قرن بیستم ، تجارت به ابزاری فعال جهانی سازی اقتصادی تبدیل شد.

تجارت بین المللی گسترش اصل بازار (یا مبادله) در مقیاس فراتر از منطقه یا کشور است. این امر فقط در صورتی اتفاق می افتد که برای شرکای درگیر فایده ای داشته باشد ، تأکید می کند که دلیل منطقی تجارت می تواند یک راحتی باشد بلکه یک ضرورت نیز باشد. این برای راحتی است ، همانطور که از نظریه اقتصادی متعارف پشتیبانی می شود ، هنگامی که تجارت با تهیه انواع وسیع تر کالاها ، اغلب با هزینه های پایین تر ، بهره وری اقتصادی را ارتقا می بخشد. این به دلیل تخصص ، اقتصاد مقیاس و مزایای مقایسه ای مرتبط است. تجارت یک ضرورت است که یک کشور را قادر می سازد کالاهایی را بدست آورد که در غیر این صورت در یک اقتصاد ملی مانند انرژی ، مواد معدنی خام یا حتی کالاهای کشاورزی در دسترس نباشد. با این حال ، مزایای تجارت می تواند مشروط به مشاجره با چندین مبنای نظری تجارت بین المللی برای توضیح منطقی آن بیان شده باشد:
- مرکانتیلیسم. یک سیستم معاملاتی که در آن یک کشور سعی در ایجاد تعادل تجاری مثبت (صادرات بیشتر از واردات ، به ویژه ارزش ارزش) به سایر کشورها برای حمایت از انباشت ثروت دارد. این سیستم در دوره استعمار شیوع داشت و اغلب توسط شرکتهای منشور که انحصار تجارت را دریافت می کردند ، انجام می شد. مرکانتیلیسم نمایانگر پادزهر تجارت آزاد است زیرا روابط تجاری کنترل و تراز شده است تا به نفع یک شریک با هزینه دیگران باشد ، دلالت بر اینکه آنچه می تواند معامله شود ، شرایط و شرکای درگیر تنظیم می شوند. با این وجود ، مرکانتیلیسم پایه های یک سیستم تجارت جهانی را تأسیس کرد ، هرچند که یک سیستم نابرابر باشد.
- Neomercantilism. یک سیستم تجاری اخیر ، که مانند مرکانتیلیسم ، به ایجاد تعادل تجاری مثبت برای تحقق اهداف توسعه اقتصادی از طریق کنترل ساختار هزینه متمایل است. استراتژی های صادرات محور می تواند نوعی از نومرسیلتیسم در نظر گرفته شود ، به ویژه اگر یک دولت یک سیستم تشویقی و یارانه (به عنوان مثال مناطق تجارت آزاد) را مطرح کند ، که مزایای اضافی برای عوامل تولید دارد. Neomercantilism همچنین می تواند پاسخی برخی از دولت ها به پیامدهای رقابتی و مختل کننده تجارت آزاد باشد ، به ویژه اگر شرکای تجاری درگیر استراتژی های نئو میکروانسیلیستی باشند. نتایج این اقدامات تعرفه و غیر تعرفه ای است که تجارت و محافظت از بخش های تجاری ملی را که اشکال حمایت گرایی است ، محافظت می کند. بنابراین ، استراتژی های نئو میکروانسیلیستی می تواند بحث برانگیز و مشاجره باشد.
- مزایای مطلقمکانیسم تجارت آزاد با تکیه بر یک ملت (یا یک شرکت) قادر به تولید مؤثرتر در یک بخش اقتصادی در حالی که از منابع کمتری (به عنوان مثال سرمایه ، نیروی کار) نسبت به سایر رقبای بالقوه استفاده می کند. بنابراین یک مزیت مطلق دارد. از این رو با تجارت می توان کارآیی جهانی را بهبود بخشید زیرا یک کشور می تواند بر مزایای مطلق آن متمرکز شود ، مازاد آن را تجارت کند و آنچه را که فاقد آن است وارد کند. اشکال این دیدگاه این است که ، در تئوری ، کشورهایی که هیچ مزایای مطلق ندارند نباید در تجارت دخیل باشند زیرا ممکن است آنها از این امر کمتری کسب کنند. مزایای مطلق تمایل به یک ویژگی ماندگار ، به ویژه برای منابعی مانند انرژی است. تولیدکنندگان بزرگ تا زمانی که یک منبع در دسترس باشد یا بازار داشته باشد ، یک مزیت را حفظ می کنند.
- مزایای مقایسه ای. حتی اگر یک ملت (یا یک شرکت) نسبت به طیف گسترده ای از بخش های اقتصادی مزایای مطلق داشته باشد ، می تواند بر بخش هایی که دارای بالاترین مزایای مقایسه ای (تفاوت بین هزینه های تولید آن و موارد رقبای آن) و واردات در بخش ها است ، تمرکز کند. مزایای مقایسه ای کمتری دارد. بهره وری مقایسه ای سطح کل تولید را افزایش می دهد زیرا حتی اگر یک کشور (یا یک شرکت) مزایای کاملی نداشته باشد ، می تواند روی بخش هایی متمرکز شود که سود کل بهره وری مهمترین آنها باشد. مزیت مقایسه ای همچنین می تواند نتیجه اقتصاد مقیاس اعمال شده برای یک محصول یا بخش باشد که در نتیجه هزینه های پایین تر باعث رقابت می شود. مزایای مقایسه ای تمایل به یک ویژگی موقتی دارد که می تواند با تکامل هزینه های کار و فناوری تغییر کند.
- موقوفات فاکتور. با تأکید بر اینکه تجارت مربوط به موقوفات عاملی یک ملت است ، اساسی ترین سرمایه ، زمین و نیروی کار ، چشم انداز مزایای مقایسه ای را گسترش می دهد. یک کشور کالاهایی را صادر می کند که دارای موقوفات فاکتور قابل توجه و واردات کالاهایی است که دارای موقوفات کمیاب است. به همین ترتیب ، کشورهایی که کار کم هزینه دارند ، بر فعالیتهای فشرده کار متمرکز خواهند شد ، در حالی که کشورهایی که دارای موقوفات سرمایه بالایی هستند ، بر فعالیتهای فشرده سرمایه متمرکز خواهند شد. موقوفات فاکتور را می توان از طریق سرمایه گذاری های سرمایه و منابع انسانی بهبود بخشید.
جهانی سازی تولید همزمان با جهانی سازی تجارت است زیرا بدون دیگری نمی تواند کار کند. این فرایند با تغییرات فنی قابل توجهی در بخش حمل و نقل تسهیل شده است. مقیاس ، حجم و کارآیی تجارت بین المللی از دهه 1970 همچنان در حال افزایش است. به همین ترتیب ، همگرایی فضا/زمان جهانی یک فرایند مداوم بود که دلالت بر پوشش گسترده تر در بازار داشت که در مدت زمان کمتری می توان به آن دسترسی پیدا کرد. تجارت بین بخش هایی از جهان که قبلاً دسترسی محدود به سیستم های حمل و نقل بین المللی داشتند ، به طور فزاینده ای امکان پذیر شده است. علاوه بر این ، تقسیم و تکه تکه شدن تولیدی که همراه با این فرآیندها بود نیز تجارت را گسترش داد. بنابراین تجارت به کاهش هزینه های تولید کمک می کند.
بدون تجارت بین المللی ، تعداد کمی از کشورها می توانند یک استاندارد مناسب برای زندگی ، به ویژه در اندازه های کوچکتر را حفظ کنند. تنها با وجود منابع داخلی ، هر کشور فقط می تواند تعداد محدودی از محصولات را تولید کند و کمبود آن رواج دارد. تجارت جهانی باعث می شود منابع مختلفی از منابع - از نفت خلیج فارس ، قهوه برزیل گرفته تا کار چینی - در دسترس تر باشد. هر کالای مورد تجارت مشمول طبقه بندی شناخته شده بین المللی (به نام طبقه بندی استاندارد تجارت بین المللی ؛ SITC) است و به ملت ها این امکان را می دهد تا کالاها را به وضوح شناسایی کنند و میزان آنها در معرض تعرفه و وظایف قرار دارند. طبقه بندی واضح همچنین توزیع طیف گسترده ای از کالاهای تولیدی را که در مناطق مختلف جهان به بازارهای جهانی تولید می شوند ، تسهیل می کند. ثروت از طریق تخصص منطقه ای فعالیت های اقتصادی به طور فزاینده ای حاصل می شود. به این ترتیب ، هزینه های تولید کاهش می یابد ، بهره وری افزایش می یابد ، و مازاد تولید می شود که می تواند برای کالاهایی که برای تولید داخلی (راحتی) بسیار گران هستند یا به سادگی در دسترس نیستند (ضرورت) بسیار گران یا معامله شوند. در نتیجه ، تجارت بین المللی هزینه های کلی تولید را کاهش می دهد. مصرف کنندگان می توانند کالاهای بیشتری را از دستمزدی که به دست می آورند خریداری کنند و استانداردهای زندگی باید از نظر تئوری افزایش یابد.
تجارت بین المللی میزان جهانی سازی را با افزایش وابستگی های مکانی بین عناصر اقتصاد جهانی و سطح ادغام آنها نشان می دهد. این وابستگی های متقابل حاکی از روابط بی شماری است که در آن جریان سرمایه ، کالاها ، مواد اولیه ، مردم و خدمات بین مناطق جهان برقرار می شود. تجارت بین المللی همچنین مشاجره زیادی است زیرا در بعضی مواقع می تواند یک نیروی اقتصادی و اجتماعی مختل کننده باشد. این شرایط را تغییر می دهد که ثروت در یک اقتصاد ملی توزیع می شود ، به ویژه به دلیل تغییر در قیمت ها ، دستمزدها و بخش های اشتغال. یک چالش مربوط به جایگزینی کار و سرمایه است. در حالی که در یک اقتصاد ساده ، کار و سرمایه (زیرساخت ها) را می توان با استفاده از سایر موارد استفاده کرد ، در اقتصادهای پیچیده ، کار و سرمایه به راحتی قابل تنظیم نیست. بنابراین ، تجارت می تواند در عین حال منجر به در دسترس بودن کالاهای با قیمت پایین تر شود ، اما با ماندگاری بیکاری و زیرساخت های پوسیدگی (کارخانه های بلااستفاده و املاک و مستغلات). به نوبه خود ، این می تواند اقتصادها را به اتخاذ سیاست های حمایت گرایانه سوق دهد زیرا این انتقال به نظر می رسد بیش از حد مختل کننده است.

2. تنظیم سیستم تجارت جهانی معاصر
تجارت بین المللی ، هم از نظر ارزش و هم از نظر تناژ ، روند فزاینده ای در اقتصاد جهانی بوده است. این مهم است که هنگام بررسی ساختار تجارت جهانی ، تأکید کنید که کشورهایی نیستند که تجارت می کنند ، بلکه به طور عمده شرکت هایی با محصولات نهایی که در اکثر افراد توسط افراد مصرف می شوند. یک ملت به سادگی یک واحد نظارتی و قضایی است که در آن داده ها جمع آوری می شود زیرا مرزهای عبور از حمل و نقل مشمول نظارت گمرک و به عنوان جریان تجارت است. تجارت بین شرکتهای بین المللی و درون حوزه های ملی به عنوان تجارت بین المللی در نظر گرفته می شود. ظهور ساختار فعلی تجارت جهانی به طور عمده می تواند در سه مرحله اصلی بیان شود:
- مرحله اول (عوامل بی حرکت تولید). نگرانی از دیدگاه متعارف در مورد تجارت بین المللی که تا دهه 1970 غالب بود ، هنگامی که عوامل تولید بسیار کمتر متحرک بودند. قبل از پایان جنگ جهانی اول ، تجارت جهانی عمدتاً توسط روابط استعماری ساخته می شد اما نسبتاً تنظیم نشده بود. سطح محدودی از تحرک مواد اولیه ، قطعات و محصولات نهایی وجود داشت. تحولات در فناوری حمل و نقل در بخش های حمل و نقل و ریلی امکان پوشش بیشتر و مسافت های بیشتر را فراهم می کند. پس از جنگ جهانی اول ، تجارت بین المللی با موانعی مانند تعرفه ها ، سهمیه ها و محدودیت های مالکیت خارجی نسبتاً تنظیم شد. تجارت عمدتاً مربوط به طیف وسیعی از محصولات خاص ، یعنی کالاها (و خدمات بسیار کمی) بود که به راحتی در اقتصادهای منطقه ای در دسترس نبودند. با توجه به مقررات ، حمایت گرایی و هزینه های حمل و نقل نسبتاً زیاد ، تجارت با توزیع حمل و نقل ناکارآمد محدود و به تأخیر افتاد. هماهنگی تولید و توزیع چالش برانگیز بود. در این زمینه ، تجارت بیشتر یک تمرین برای مقابله با کمبود بود تا ارتقاء کارآیی اقتصادی.
- مرحله دوم (تحرک عوامل تولید). از دهه 1970 تا 1990 ، تحرک عوامل تولید ، به ویژه سرمایه ، امکان پذیر شد. محیط حقوقی و فیزیکی که در آن تجارت بین المللی در حال انجام بود منجر به تحقق بهتر مزایای مقایسه ای مکان های خاص می شود. به طور همزمان ، توافق نامه های تجارت منطقه ای پدیدار شد و چارچوب تجارت جهانی از دیدگاه قانونی و معامله ای (GATT/WTO) تقویت شد. علاوه بر این ، کانتینریزاسیون توانایی هایی را برای پشتیبانی از جریان تجارت پیچیده تر و مسافت طولانی فراهم می کند ، همانطور که در حال رشد ترافیک هوایی نیز وجود داشت. با توجه به هزینه های بالای تولید (میراث) در مناطق قدیمی صنعتی ، فعالیت هایی که با فشار زیاد کار می کردند ، به تدریج به مکان های هزینه های پایین تر منتقل می شدند ، که به عنوان خارج از کشور شناخته می شدند. این روند در سطح ملی آغاز شد ، سپس در صورت امکان به کشورهای اطراف رفت و پس از آن به یک پدیده واقعاً جهانی تبدیل شد. بنابراین ، سرمایه گذاری های مستقیم خارجی ، به ویژه در مناطق جدید تولید ، افزایش یافت ، زیرا شرکت های چند ملیتی در موقعیت جهانی دارایی های خود به طور فزاینده ای انعطاف پذیر شدند. تجارت کالاهای تمام شده و میانی افزایش یافت.
- مرحله سوم (زنجیره های ارزش جهانی). در تجارت بین المللی رشد وجود دارد ، اکنون شامل طیف گسترده ای از خدمات که قبلاً در بازارهای منطقه ای ثابت شده بودند و تحرک عوامل تولید را افزایش می داد. از آنجا که این روندها به خوبی مشخص شده اند ، اولویت تغییر به ادغام جغرافیایی و عملکردی تولید ، توزیع و مصرف با ظهور زنجیره های ارزش جهانی است. شبکه های پیچیده شامل جریان اطلاعات ، کالاها ، قطعات و کالاهای نهایی تعیین شده است که به نوبه خود نیاز به سطح بالایی از فرماندهی لجستیک و توزیع حمل بار دارد. در چنین محیطی ، بازیگران قدرتمند ظاهر شده اند که مستقیماً در عملکرد تولید و خرده فروشی شرکت نمی کنند ، اما عمدتاً مسئولیت مدیریت شبکه جریان را بر عهده می گیرند. تجارت بین المللی به طور فزاینده ای توسط فن آوری های دیجیتالی امکان پذیر می شود که معاملات کارآمدتر ، رعایت مقررات و مدیریت دارایی های حمل و نقل و لجستیک حمایت از تجارت را فراهم می کند.
بنابراین سیستم اقتصادی جهانی با سطح فزاینده ای از خدمات یکپارچه ، امور مالی ، خرده فروشی ، تولید و توزیع مشخص می شود. این عمدتاً نتیجه بهبود حمل و نقل و تدارکات ، بهره برداری کارآمدتر از مزایای مقایسه ای منطقه ای و یک محیط معامله ای که از پیچیدگی های حقوقی و مالی تجارت جهانی حمایت می کند ، است. تجارت بین المللی به مجموعه کاملی از خدمات مربوط به توزیع و معاملات نیاز دارد. حجم کالاها و خدمات رد و بدل شده بین ملل ، سهم فزاینده ای از تولید ثروت را در دست می گیرد ، عمدتاً با ارائه فرصت های رشد اقتصادی در مناطق جدید و با کاهش هزینه های طیف گسترده ای از کالاهای تولیدی. تا سال 2007 ، تجارت بین المللی برای اولین بار 50 ٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی ، افزایش دو برابر سهم خود از سال 1950 پیشی گرفت. این سهم از آنجا که نوسان دارد اما در محدوده 45-50 ٪ باقی مانده است.

3. هزینه های تجارت و تسهیل
تسهیل تجارت شامل چگونگی بهبود رویه های حرکات بین المللی کالاها می تواند به گونه ای باشد که بازیگران درگیر در تجارت بین المللی تشریفات کارآمد داشته باشند.
برای مقامات نظارتی، تسهیل تجارت باعث بهبود اثربخشی آنها و همچنین کاهش خطر فرار از پرداخت عوارض گمرکی می شود. این بر کاهش هزینه های عمومی تجارت متکی است که هزینه های مبادله، تعرفه، حمل و نقل و زمان را در نظر می گیرد که در تجارت بین المللی به عنوان "چهار T" نیز شناخته می شود. این هزینه های تجاری از دو منبع اصلی به دست می آیند:
- عوامل جداسازیاینها معمولاً عوامل برون زا هستند که دو شریک تجاری را از هم جدا می کنند، مانند مسافت، هزینه های حمل و نقل، زمان سفر، و همچنین ویژگی های مشترک مشترک بین شرکای تجاری. اینها معمولاً شامل بخشی از یک توافق اقتصادی (مثلاً یک منطقه آزاد تجاری) است که وقتی شرکا دارای مرز مشترک باشند تسهیل می شود.
- عوامل خاص کشوربه عوامل درون زا مربوط می شود که یا به مبدأ یا مقصد تجارت مربوط می شوند. این معمولاً شامل رویه های گمرکی (عوامل تعرفه ای و غیر تعرفه ای)، عملکرد کلی بخش حمل ونقل ملی و لجستیک، و میزان ارتباط یک اقتصاد با سیستم حمل ونقل بین المللی از طریق دروازه های آن (عمدتا بنادر و فرودگاه ها) است.
برآوردهای سازمان ملل تاکید کرده است که برای کشورهای در حال توسعه، کاهش 10 درصدی هزینه های حمل و نقل می تواند با رشد حدود 20 درصدی تجارت بین المللی و داخلی همراه باشد. بنابراین، توانایی رقابت در یک اقتصاد جهانی به سیستم حمل و نقل و همچنین چارچوب تسهیل تجارت که شامل اقدامات مربوط به یکپارچگی اقتصادی، قابلیت های سیستم های حمل ونقل بین المللی و سهولت مذاکره و تسویه معاملات است، وابسته است.

کیفیت، هزینه و کارایی خدمات تجاری بر محیط تجاری و همچنین هزینه های کلی مرتبط با تجارت بین المللی کالا تأثیر می گذارد. در دهه های اخیر عوامل زیادی برای تسهیل تجارت موثر بوده است:
- فرآیندهای ادغام ، مانند ظهور بلوک های اقتصادی و کاهش تعرفه ها در مقیاس جهانی از طریق توافق نامه ها ، تجارت را به عنوان رژیم های نظارتی ترویج می کردند. یک اندازه گیری ساده از ادغام مربوط به تأخیرهای سفارشی است ، که می تواند یک مانع تجاری قابل توجه باشد زیرا این امر به عدم اطمینان به مدیریت زنجیره تأمین می افزاید. هرچه سطح ادغام اقتصادی بالاتر باشد ، عناصر مربوط به تجارت بیشتر می شوند. در نتیجه تجارت بین المللی با مجموعه ای از عوامل مرتبط با رشد سطح ادغام اقتصادی ، نتیجه فرآیندهایی مانند اتحادیه اروپا یا توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی تسهیل شده است. در نتیجه ظرفیت معامله با توسعه شبکه های حمل و نقل و تعدیل جریان های تجاری که به دنبال افزایش ادغام است ، تسهیل می شود. فرآیندهای ادغام نیز در مقیاس محلی با ایجاد مناطق آزاد انجام شده است که در آن منطقه به منظور ارتقاء تجارت ، به ویژه فعالیت های صادراتی گرا ، ساختار حاکمیتی متفاوتی داده می شود. در این حالت ، فرآیند ادغام یکنواخت نیست ، زیرا تنها بخشی از یک منطقه درگیر است. چین نمونه ای برجسته از تأثیرات گسترده در تنظیم مناطق ویژه اقتصادی که تحت یک رژیم نظارتی متفاوت فعالیت می کنند ، است.
- استاندارد سازی مربوط به تنظیم یک چارچوب مرجع مشترک و همه جا در مورد اطلاعات و جریان های فیزیکی است. استانداردها تجارت را تسهیل می کنند زیرا کسانی که از آنها پیروی می کنند از کالاها و خدمات قابل اعتماد ، قابل تعامل و سازگار بهره مند می شوند ، که اغلب منجر به کاهش هزینه های تولید ، توزیع و نگهداری می شود. واحدهای اندازه گیری از اولین استانداردهای پذیرفته شده در سطح جهانی (سیستم متریک) بودند و توسعه فن آوری های اطلاعاتی در نهایت منجر به سیستم های مشترک عملیاتی و ارتباطات شد. با این حال ، این ظرفی است که مهمترین استاندارد بین المللی برای تسهیل تجارت است. با ارائه یک واحد بار که می تواند توسط هر حالت و ترمینال با تجهیزات مناسب اداره شود ، دسترسی به تجارت بین المللی بهبود می یابد.
- سیستم های تولید انعطاف پذیر تر و تعبیه شده تر هستند. حفظ شبکه ای از ورودی های متنوع جغرافیایی ، که به نفع مبادلات کالاها ، قطعات و خدمات است ، به طور مؤثر تولید کننده است. فن آوری های اطلاعاتی با تسهیل معاملات و مدیریت عملیات پیچیده تجاری نقش داشته اند. سرمایه گذاری های مستقیم خارجی معمولاً با جهانی سازی تولید در ارتباط است زیرا شرکت ها در جستجوی هزینه های تولید پایین تر و بازارهای جدید در خارج از کشور سرمایه گذاری می کنند. چین نمونه اصلی چنین فرآیندی است که با در دسترس بودن در دسترس بودن کالاها و خدماتی که می توانند در بازار جهانی معامله شوند ، همگام است.
- راندمان حمل و نقل به دلیل نوآوری و پیشرفت در حالت ها و زیرساخت ها از نظر ظرفیت و توان آنها به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. بنادر در چنین زمینه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند زیرا از طریق شبکه های حمل و نقل دریایی دروازه تجارت بین المللی هستند. در نتیجه ، قابلیت انتقال کالاها ، قطعات و کالاهای نهایی بهبود یافته است. کاهش هزینه های حمل و نقل بیش از افزایش تجارت است. همچنین می تواند به تغییر مکان فعالیت های اقتصادی کمک کند. با این حال ، مسائل مربوط به حمل و نقل فرامرزی از نظر ظرفیت ، کارآیی و امنیت بهتر مورد بررسی قرار می گیرد.
- راندمان معامله. یک معامله تجاری بین المللی می تواند حداکثر 27 سند ایجاد کند که نه مورد از آنها مربوط به انتقال مالکیت از فروشنده به شرکت حمل و نقل و صاحب محموله سودمند است. بخش مالی همچنین با ارائه سرمایه سرمایه گذاری و اعتبار برای معاملات تجاری بین المللی ، نقش مهمی در ادغام تجارت جهانی داشت. به عنوان مثال ، نامه اعتباری ممکن است براساس قرارداد صادراتی صادر شود. بنابراین یک صادرکننده می تواند ضمانت پرداخت را از یک بانک دریافت کند تا اینکه مشتری خود پس از تحویل معامله را نهایی کند. این امر از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا تحویل معاملات تجاری بین المللی به دلیل مسافت طولانی درگیر می تواند چندین هفته طول بکشد. تلاش های اخیر در جهت دیجیتالی شدن بیشتر به سمت سطوح بالاتر بهره وری معامله می شود زیرا مستندات در قالب دیجیتال است. در حین انتقال ، همچنین متداول است که در صورت خسارت ، سرقت یا تأخیر ، این محموله بیمه می شود ، عملکردی که توسط شرکت های بیمه پشتیبانی می شود. همچنین ، سیستم های مالی جهانی مبادلات ارز را با توجه به نرخ ارز که معمولاً توسط نیروهای بازار تعیین می شود ، امکان پذیر می کنند. در مقابل ، برخی از ارزها ، مانند یوان چینی ، تحت تأثیر سیاست قرار دارند. از این رو ، سیاست پولی می تواند ابزاری باشد ، هرچند بحث برانگیز ، برای تأثیرگذاری بر تجارت استفاده می شود.
انتظار می رود تمام این اقدامات سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی ملل نگران را ارتقا بخشد زیرا تسهیل تجارت به گسترش قابلیت های انسانی ، زیرساخت ها و نهادی متکی است.

4. جریان تجارت جهانی
ماهیت آنچه می توان تجارت بین المللی در نظر گرفت ، به ویژه با ظهور زنجیره های ارزش جهانی و تجارت کالاهای واسطه ای که آنها در آن وجود دارند ، تغییر کرده است. این روند بدیهی است که نشان دهنده استراتژی های شرکت های چند ملیتی است که دارایی های تولیدی خود را به منظور کاهش هزینه ها و به حداکثر رساندن فرصت های جدید بازار قرار می دهند. حدود 80 ٪ از تجارت جهانی در زنجیرهای ارزشی که توسط شرکت های چند ملیتی اداره می شود صورت می گیرد. بنابراین تجارت بین المللی با سرعت بیشتری نسبت به تولید کالاهای جهانی رشد کرده است ، با پیچیدگی روزافزون سیستم های توزیع که توسط شیوه های مدیریت زنجیره تأمین پشتیبانی می شود. ساختار جریان تجارت جهانی تغییر کرده است ، و بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه با سهم فزاینده ای از تولید ، مشارکت فزاینده ای در تجارت بین المللی دارند.
جهانی سازی با رشد جریان کالاهای تولیدی و سهم روزافزون تجارت بین المللی همراه است. این روند از دهه 1950 شامل کاهش نسبی مایعات فله (مانند روغن) و بارهای فله خشک و عمومی تر است. سهم سوخت ها در تجارت بین المللی مطابق با تغییر در تقاضای انرژی و قیمت ها نوسان دارد. یکی دیگر از جریان های تجارت در حال ظهور مربوط به افزایش واردات منابع از اقتصادهای در حال توسعه ، یعنی انرژی ، کالاها و محصولات کشاورزی است که این یک واگرایی از نقش متعارف آنها به عنوان صادرکنندگان منابع است. این نشانگر تنوع اقتصادی و همچنین افزایش استانداردهای زندگی است. با این حال ، نوسانات قابل توجهی در نرخ رشد تجارت بین المللی با چرخه های اقتصادی رشد و رکود ، نوسانات قیمت مواد اولیه و همچنین وقایع مخرب ژئوپلیتیکی و مالی مرتبط است.

جغرافیای تجارت بین المللی تحت سلطه چند بلوک بزرگ اقتصادی ، عمدتاً در آمریکای شمالی ، اروپا و آسیای شرقی است که معمولاً از آن به عنوان سه گانه یاد می شوند. تنها ، ایالات متحده ، آلمان و ژاپن حدود یک چهارم از تجارت جهانی را تشکیل می دهند که این برتری توسط اقتصادهای نوظهور به طور جدی به چالش کشیده می شود. علاوه بر این ، کشورهای G7 نیمی از تجارت جهانی را تشکیل می دهند ، سلطه ای که بیش از 100 سال تحمل کرده است. سهم رو به رشد توسط اقتصادهای در حال توسعه آسیا به حساب می آید ، و چین مهمترین رشد را هم از نظر مطلق و هم نسبی به حساب می آورد. این تغییرات جغرافیایی و اقتصادی نیز در تجارت فرامرزی منعکس می شود و تجارت ترانس اقیانوس آرام سریعتر از تجارت ترانس اقیانوس اطلس رشد می کند.
Neo Mercantilism منعکس کننده جریان تجارت جهانی است زیرا چندین کشور به طور فعال سیاست های توسعه اقتصادی صادرات را با استفاده از توسعه زیرساخت ها ، یارانه ها و نرخ ارز به عنوان ابزار دنبال می کنند. این استراتژی توسط اقتصادهای در حال توسعه دنبال شده است و با افزایش عدم تعادل جریان جسمی و سرمایه در تجارت بین المللی همراه است. این امر به ویژه در ساختار تجارت کانتینر آمریکا منعکس شده است ، که بسیار نامتوازن است و تفاوت های حاد در ترکیب واردات و صادرات دارد. سهم زیادی از این عدم تعادل نتیجه سیاست های مالی کشورهای صادرکننده ای که ابزارهای مالی آمریکا مانند اوراق قرضه را خریداری می کردند. این به دلار آمریکا این امکان را داد تا از ارزش و قدرت خرید خود حمایت کند.
عدم تعادل همچنین می تواند گمراه کننده باشد زیرا محصولات از قطعات تولید شده در چندین مکان با مونتاژ که اغلب در مکان های کم هزینه انجام می شود ، تشکیل شده و سپس به بازارهای اصلی مصرف صادر می شود. در آمار تجارت بین المللی ، یک مکان ارزش کامل کالاهای نهایی را که در جای دیگر وارد می شوند ، فرض می کند در حالی که ممکن است فقط به سهم کمی از کل ارزش افزوده کمک کرده باشد. دستگاه های الکترونیکی نشانگر این موضوع هستند. عدم تعادل تجارت همچنین به خوبی منعکس کننده ابزار اقتصادی است که از آن ناشی می شود ، مانند کالاهای ارزان تر برای مصرف کنندگان. علاوه بر این ، رشد تجارت الکترونیکی باعث شده است که بازیگران جدید در بعضی مواقع به طور غیرمستقیم درگیر تجارت بین المللی شوند. به عنوان مثال ، سفارش یک محصول به صورت آنلاین ممکن است منجر به معامله تجاری بین المللی توسط یک شرکت واحد شود.

منطقه بندی یکی از ویژگی های مهم تجارت جهانی بوده است زیرا بخش عمده ای از تجارت دارای یک مفهوم منطقه ای است که با نزدیکی و تنظیم بلوک های اقتصادی مانند NAFTA و اتحادیه اروپا ترویج می شود. هرچه اشخاص اقتصادی نزدیکتر به دلیل کاهش هزینه های حمل و نقل ، بیشتر تأخیرهای بالقوه در محموله ها ، رویه های گمرک مشترک و وابستگی های زبانی و فرهنگی کمتر به تجارت بپردازند. شدیدترین روابط تجاری در اروپای غربی و آمریکای شمالی وجود دارد که روند اخیر آن شامل تجارت در آسیا ، به ویژه بین ژاپن ، چین ، کره و تایوان است ، زیرا این اقتصادها یکپارچه تر می شوند.
5- تجارت جهانی در آستانه؟
در آغاز قرن بیست و یکم ، جریان جهانی سازی با پنج روند برجسته شکل گرفته است:
- به نظر می رسد رشد مداوم تجارت بین المللی ، چه از نظر مطلق و چه در رابطه با درآمد ملی جهانی ، در حال افزایش است. از سال 1980 تا 2020 ، در صورت اندازه گیری در دلار فعلی ، ارزش صادرات با فاکتور 8. 9 برابر افزایش یافته است ، در حالی که تولید ناخالص داخلی 7. 4 بار افزایش یافته و جمعیت 1. 7 برابر افزایش یافته است. از سال 2010 ، به نظر می رسد تجارت بین المللی تراز شده و در معرض نوسانات بیشتری قرار دارد.
- سطح قابل توجهی از کانتینر شدن جریان های تجاری ، با افزایش توان کانتینر متناسب با تجارت جهانی. کانتینر شدن تمایل به رشد سریعتر از تجارت و تولید ناخالص داخلی دارد. این امر با تنظیم زنجیره های حمل و نقل بین المللی که به صادرکنندگان و واردکنندگان متصل می شوند ، همراه است.
- غلظت صادرات کالاهای نهایی در تعداد محدودی از کشورهای تولیدکننده. به عنوان مثال ، 79 ٪ از تجهیزات رایانه ای و 75 ٪ تلفن ها توسط پنج کشور به حساب می آید. سطح غلظت برای کالاهای میانی پایین تر است و تأکید بر تجارت فعال قطعات در زنجیره های تأمین است. برای واردات ، مقصد ها بسیار متنوع تر هستند و نشان دهنده تقاضای موجود صرف نظر از منشأ محصولات است.
- رشد نسبی بالاتر تجارت در اقتصادهای نوظهور ، به ویژه در آسیای اقیانوس آرام که بر استراتژی های توسعه صادرات گرا که با عدم تعادل در روابط تجاری همراه بوده است ، متمرکز است.
- نقش فزاینده شرکتهای چند ملیتی به عنوان بردار برای تجارت بین المللی ، به ویژه از نظر سهم تجارت بین المللی در شرکت ها و سطح بالای تمرکز دفاتر سر آنها.
با این وجود ، بسیاری از چالش ها بر تحولات آینده در تجارت و حمل و نقل بین المللی تأثیر می گذارد ، بیشتر از نظر جمعیتی ، سیاست ، زنجیره تأمین ، انرژی و مسائل زیست محیطی. در حالی که جمعیت جهانی و تقاضای مشتق شده آن تا سال 2050 به رشد خود ادامه می دهد و به حدود 9 میلیارد می رسد ، تغییرات جمعیتی مانند پیر شدن جمعیت ، به ویژه در اقتصادهای توسعه یافته ، الگوهای مصرف را به عنوان سهم فزاینده ای از جمعیت از ثروت تغییر می دهد-تولید (کار و صرفه جویی) به ثروت مصرف کننده (فروش دارایی های ذخیره شده). روند جمعیتی در آمریکای شمالی ، اروپا و آسیای شرقی (به عنوان مثال ژاپن ، کره جنوبی ، تایوان) ممکن است آنها را به عنوان محرک تجارت جهانی قرار ندهد ، عملکردی که آنها در دهه های اخیر فرض کرده اند. سود سهام جمعیتی از نظر سهم اوج جمعیت در سن کار که بسیاری از کشورها از آن بهره مند می شوند ، به ویژه چین ، از بین می روند. این امر در هر دو طرف تقاضا (ساختار مصرف) و طرف تولید (نیروی کار) پیامدهایی دارد.
محیط نظارتی و درگیری دولت ها ، مستقیم یا غیرمستقیم ، مشروط به افزایش مشاجره است. اصلاحات در تجارت کشاورزی به طور مؤثر انجام نشده است ، دلالت بر این دارد که بسیاری از دولت ها (به عنوان مثال در اتحادیه اروپا) سطح یارانه بالایی را به بخش های کشاورزی خود ارائه می دهند و باعث تضعیف رقابت کالاهای کشاورزی خارجی می شوند. این امر با توجه به خطرات مرتبط با وابستگی به ارائه دهندگان خارجی و نوسانات احتمالی قیمت ها ، با هدف محافظت از کشاورزی آنها انجام می شود. حقوق مالکیت معنوی همچنان یک مسئله بحث برانگیز است و همچنین بسیاری از کالاها کپی می شوند و مارک های تولید کنندگان و خرده فروشان اصلی را تضعیف می کنند. همچنین تعداد زیادی یارانه ها وجود دارد که بر رقابت در صادرات ، مانند انرژی کم و هزینه های زمین و کاهش مالیات تأثیر می گذارد. ظهور سیاست های حمایت گرایانه ، همانطور که از تعرفه های بالاتر که دولت آمریکا در سال 2018 به چندین کالای چینی تحمیل شده است ، نشان داده شده است ، بر یک محیط تجاری بحث برانگیز تأکید می کند که احتمالاً تحمل خواهد کرد.
از آنجا که هر دو حمل و نقل دریایی و حمل و نقل هوایی به نفت بستگی دارد ، تجارت بین المللی تحت تأثیر نوسانات قیمت انرژی است. پارادوکس به این تبدیل شده است که دوره های انرژی بالا معمولاً عقلانی از تجارت بین المللی و زنجیره های تأمین کننده آن را تحمیل می کند. با این حال ، دوره های پایین یا به شدت کاهش قیمت انرژی ، که باید به نفع حمل و نقل بین المللی باشد ، با رکود اقتصادی مرتبط است. مسائل زیست محیطی همچنین با گرایش روزافزون بخش دولتی برای تنظیم مؤلفه های حمل و نقل بین المللی که به نظر می رسد دارای بیرونی منفی هستند ، برجسته تر شده است. تجارت بین المللی چندین کشور را قادر می سازد تا با وارد کردن کالاهایی که در جای دیگر تولید می شوند و در محل تولید بیرونی محیط زیست تولید می شوند ، مصرف انرژی و انتشار آلاینده های خود را پوشانده باشند. بنابراین ، تجارت بین المللی امکان تغییر در بخش بین المللی تولید را فراهم کرده است ، اما همچنین یک تقسیم بین تولید بیرونی محیط زیست و مصرف کالاهای مربوط به این خارجی ها است.
تغییرات تکنولوژیکی بر ماهیت سیستم های تولید از طریق روبات سازی و اتوماسیون تأثیر می گذارد. چهارمین انقلاب صنعتی مداوم در حال تغییر هزینه های ورودی ، به ویژه نیروی کار است. از آنجا که سهم خوبی از تجارت بین المللی نتیجه راحتی مزایای مقایسه ای است ، اتوماسیون و روبات سازی می تواند مزایای استاندارد هزینه های پایین کار را تضعیف کند و تولید را در سایر مناطق تولید کند ، مانند موارد نزدیک به بازارهای اصلی. علاوه بر این ، از آنجا که بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه مکان های پیچیده ای برای انجام مشاغل باقی مانده اند زیرا شرکت های ایالتی و ملی ممتاز هستند ، از دست دادن مزایای هزینه کار می تواند چشم انداز توسعه آینده را تضعیف کند. این احتمالاً تأثیر زیادی بر ماهیت و حجم تجارت بین المللی خواهد داشت که می تواند سطح و حتی رکود کند. اگر این مورد باشد ، مزایای مطلق ، مانند منابع ، تأثیر بیشتری در تجارت خواهد داشت ، همانطور که قبل از دهه 1970 اتفاق افتاد.< Pan> تغییرات فناوری بر ماهیت سیستم های تولید از طریق روبات سازی و اتوماسیون تأثیر می گذارد. چهارمین انقلاب صنعتی مداوم در حال تغییر هزینه های ورودی ، به ویژه نیروی کار است. از آنجا که سهم خوبی از تجارت بین المللی نتیجه راحتی مزایای مقایسه ای است ، اتوماسیون و روبات سازی می تواند مزایای استاندارد هزینه های پایین کار را تضعیف کند و تولید را در سایر مناطق تولید کند ، مانند موارد نزدیک به بازارهای اصلی. علاوه بر این ، از آنجا که بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه مکان های پیچیده ای برای انجام مشاغل باقی مانده اند زیرا شرکت های ایالتی و ملی ممتاز هستند ، از دست دادن مزایای هزینه کار می تواند چشم انداز توسعه آینده را تضعیف کند. این احتمالاً تأثیر زیادی بر ماهیت و حجم تجارت بین المللی خواهد داشت که می تواند سطح و حتی رکود کند. اگر این مورد باشد ، مزایای مطلق ، مانند منابع ، تأثیر بیشتری در تجارت خواهد داشت ، همانطور که قبل از سال 1970. تغییرات فناوری بر ماهیت سیستم های تولید از طریق رباتیزاسیون و اتوماسیون تأثیر می گذارد. چهارمین انقلاب صنعتی مداوم در حال تغییر هزینه های ورودی ، به ویژه نیروی کار است. از آنجا که سهم خوبی از تجارت بین المللی نتیجه راحتی مزایای مقایسه ای است ، اتوماسیون و روبات سازی می تواند مزایای استاندارد هزینه های پایین کار را تضعیف کند و تولید را در سایر مناطق تولید کند ، مانند موارد نزدیک به بازارهای اصلی. علاوه بر این ، از آنجا که بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه مکان های پیچیده ای برای انجام مشاغل باقی مانده اند زیرا شرکت های ایالتی و ملی ممتاز هستند ، از دست دادن مزایای هزینه کار می تواند چشم انداز توسعه آینده را تضعیف کند. این احتمالاً تأثیر زیادی بر ماهیت و حجم تجارت بین المللی خواهد داشت که می تواند سطح و حتی رکود کند. اگر این مورد باشد ، مزایای مطلق ، مانند منابع ، تأثیر بیشتری در تجارت خواهد داشت ، همانطور که قبل از دهه 1970 اتفاق افتاد.
تحليلات الفوركس...
ما را در سایت تحليلات الفوركس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : یکتا ناصر
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
4 فروردين
1402 ساعت: 11:55