اهرم و خطر ابتلا به خطر اخلاقی

ساخت وبلاگ

در این مقاله ، من اثربخشی مقررات مختلف سرمایه را در کاهش اثرات خطر اخلاقی که فقط برای بانکهای مهم سیستماتیک وجود دارد ، تجزیه و تحلیل می کنم. محدودیت های اهرم این امکان را دارد که کسری از بانکهایی را که از نظر سیستماتیک مهم هستند ، کاهش دهد اما خطر اخلاقی را برای کسانی که هستند کاهش نمی دهد. الزامات تعدیل شده ریسک می تواند خطر اخلاقی (بانکهایی با اهرم کم) را کاهش دهد اما بر خطر سیستمیک (درون زا) تأثیر نمی گذارد. ترکیبی از هر دو مورد که توسط چارچوب بازل III پیشنهاد شده است می تواند موفقیت آمیز باشد ، اگرچه فقط در شرایط محدود کننده.

روی نسخه خطی کار می کنید؟

معرفی

چهل سال پیش ، کوهن و سانتومرو (1980 ، ص 1235) نوشتند:

خرابی های اخیر بانک بزرگ. همراه با یک محیط اقتصادی ناپایدار ، بحث و جدال در مورد کفایت سرمایه بانکی را دوباره جلب کرده است. البته ، ادبیات زیادی در هر دو طرف مسئله سرمایه بانکی وجود دارد.

این جملات هنوز هم اعمال می شود. اهرم بیش از حد و ریسک پذیری بسیاری از موسسات مالی منجر به بحران مالی جهانی شد. به عنوان یک واکنش ، "چارچوب بازل III یک نسبت اهرم ساده ، شفاف و غیر ریسک را معرفی کرد تا به عنوان یک اقدام تکمیلی معتبر برای نیازهای سرمایه مبتنی بر ریسک عمل کند."پاورقی 1 با این حال ، هنوز هیچ توافقی در مورد اثربخشی مقررات سخت تر سرمایه در کاهش خطرات ثبات مالی وجود ندارد.

دلیلی برای اهرم بیش از حد و ریسک پذیری و از این رو نیاز به تنظیم سرمایه وجود خطر اخلاقی در بخش بانکی است. پاورقی 2 هدف این مقاله تجزیه و تحلیل اثرات خطر اخلاقی بر اهرم و ریسک پذیری بانکها و همچنین ارزیابی موفقیت نیازهای مختلف سرمایه در کاهش اثرات جانبی است.

ادبیات نظری به دلیل فرضیات مختلف در مورد نواقص بازار (به عنوان مثال ، شکل خاص بیمه سپرده یا ضمانت های دولت) ، در مورد رفتار بانکها و جزئیات مربوط به نیازهای سرمایه ، به شدت در مورد تأثیر نیازهای سرمایه محکم تر بر ثبات مالی تقسیم می شود. پاورقی 3

مدلهایی که نشان می دهند نیازهای سرمایه محکم تر باعث افزایش ثبات مالی می شود ، به عنوان مثال ، روچ (1992) و کیم و سانتومرو (1988). هر دو مقاله به یک بخش بانکی با بیمه سپرده نگاه می کنند و دریافتند که نیازهای محکم تر ریسک را محدود می کند زیرا بانک هایی با سرمایه بیشتر سرمایه بیشتری را در معرض خطر قرار می دهند. پاورقی 4 در حالی که کیم و سانتومرو بیمه سپرده با نرخ ثابت را فرض می کنند و می دانند که محدودیت اهرم کافی است ، روچت حق بیمه سپرده مبتنی بر ریسک را فرض می کند و می یابد که نیازهای سرمایه ای مبتنی بر ریسک لازم است. وو و ژائو (2016) نتیجه می گیرند که برای محدود کردن گزارش نادرست ، هر دو نوع سرمایه مورد نیاز است. Furlong و Keeley (1989) دریافتند که محدودیت های اهرم تنگ تر می تواند اثرات خطر اخلاقی را کاهش دهد.

در مقابل ، مدلهایی که تأثیر نظم و انضباط سپرده گذاران را در نظر می گیرند ، مانند کالومیریس و کان (1991) و اشفت (2008) ، به طور معمول می دانند که بانکهایی که دارای اهرم بالاتر هستند ، خطر کمتری دارند. کوهن و سانتومرو (1980) دریافتند که بانک ها با افزایش ریسک نسبت به نیازهای محکم تر واکنش نشان می دهند ، اما مقاله آنها شامل نیازهای مبتنی بر ریسک نیست. علاوه بر این ، مقاله آنها فقط به تأثیر پیش فرض بانک ها بدون در نظر گرفتن ضرر و زیان که طلبکاران در صورت پیش فرض رنج می برند ، می پردازد. مدل های دیگر ، مانند Kiema و Jokivuolle (2014) امکان تنوع در بین بانکها را فراهم می کنند و می دانند که نیازهای محکم تر برای نسبت اهرم فقط برای بانک های کم خطر خطر را افزایش می دهد اما بانک های سیستم را شبیه تر می کنند و در نتیجه خطر سیستمیک را افزایش می دهند. بلوم (1999) جریان و همچنین سهام را در نظر می گیرد. وی دریافت که وقتی درآمد حفظ شده سرمایه افزایش می یابد ، نیازهای محکم تر ممکن است ریسک را افزایش دهد زیرا درآمد افزایش می یابد. پاورقی 5

این مقاله مدلی را ارائه می دهد که ترکیبات فوق را برای گرفتن مناسب رابطه سرمایه با ریسک پذیری و ثبات مالی به دست می آورد. علاوه بر ضمانت (ضمنی) ضمانت و نسبت اهرم و نیازهای سرمایه مبتنی بر ریسک ، این مدل شامل رفتار درون زا و مسئولیت محدود بانک ها ، تأثیر نظم و انضباط سپرده ها و ضررهای مورد انتظار است که به جای فقط احتمال عدم موفقیت بانکی به طلبکاران بانکی تحمیل می شود. بنابراین ، یک بانک نه تنها باید ریسک دارایی های خود را بهینه کند بلکه اهرم خود را نیز بهینه کند. در حالی که سایر مقالات برخی از این مواد را ضبط می کنند ، مدل موجود در این مقاله همه آنها را در بر می گیرد. پاورقی 6

اول ، من یک مدل معیار را بدون هیچگونه مقررات بانکی تهیه می کنم که در آن فرض می کنم یک بانک انحصاری دارای مسئولیت محدودی است اما توسط سپرده گذاران کاملاً آگاه نظم و انضباط دارد. من نشان می دهم که تلفات مورد انتظار سپرده گذاران به دلیل رابطه منفی بین ریسک پذیری و اهرم یک بانک ممکن است با اهرم افزایش یا کاهش یابد. اگر اهرم زیاد باشد ، ضررهای پیش بینی شده می تواند صفر باشد اما ریسک صفر یا صفر است اگر خطر بسیار زیاد باشد و اهرم یکی باشد (بدون سپرده). بین این دو افراط حداکثر ضررهای مورد انتظار وجود دارد.

در مرحله بعد ، من با فرض اینکه احتمال مثبت وجود دارد ، در صورت مهم بودن سیستماتیک و ورشکسته شدن ، خطر مثبت وجود دارد ، خطر اخلاقی را معرفی می کنم. در نتیجه ، اثر نظم و انضباط سپرده ها کاهش می یابد و بانک ریسک دارایی بیشتری را به خود می گیرد ، که منجر به خسارات پیش بینی شده بیشتر برای سپرده گذاران و دولت می شود. محدودیت اهرم می تواند اندازه بانک را کاهش دهد و بنابراین کمتر بانک ها در معرض خطر اخلاقی قرار می گیرند ، اما محدودیت اهرم خطر اخلاقی را برای بانکهایی که از نظر سیستماتیک اهمیت دارند ، تغییر نمی دهد. نیاز سرمایه تنظیم شده ریسک پتانسیل کاهش خطر اخلاقی را دارد اما باعث کاهش تعداد بانکهای مهم سیستماتیک نمی شود. در شرایط بسیار محدود کننده ، ترکیبی بهینه از اهرم و نیازهای مبتنی بر ریسک می تواند موفقیت آمیز باشد.

سهم عمده این مقاله این است که نقاط ضعف و شکنندگی مقررات مختلف سرمایه را نشان می دهد. به طور خاص ، یک مقررات بهینه هم نیاز به یک ریسک با وزن و هم یک سرمایه بدون وزن دارد. علاوه بر این ، این ترکیب بهینه به شدت به ماهیت بخش بانکی بستگی دارد ، بنابراین در دنیای بانکهای ناهمگن ، جزئیات الزامات باید با ویژگی های بانکی متفاوت باشد.

مقاله به شرح زیر است: بخش 2 مدل پایه را ارائه می دهد. بخش 3 به بررسی اثرات خطر اخلاقی می پردازد. بخش 4 ارزیابی اثرات نیازهای مختلف سرمایه بر رفتار بانکی و ثبات مالی را ارائه می دهد. بخش 5 خلاصه اظهارات نتیجه گیری را ارائه می دهد.

مدل معیار

در این بخش ، من یک مدل دو دوره از یک بخش بانکی نامشخص را تهیه می کنم که به عنوان معیار تجزیه و تحلیل اثرات خطر اخلاقی و کارآیی مقررات خدمت می کند. این یک مدل تعادل جزئی است. بنابراین ، این امکان را برای تجزیه و تحلیل رفاهی از اقدامات نظارتی مختلف ، به عنوان مثال در Van Den Heuvel (2008) ، Begenau (2020) ، یا Clerc et al.(2015). با این حال ، این مدل به من این امکان را می دهد تا نتایج بازار را با و بدون خطر اخلاقی مقایسه کنم و اقدامات مختلف سیاست را با توجه به موفقیت آنها در کاهش اثرات تحریف کننده خطر اخلاقی ارزیابی کنم.

دو دوره ، سه نوع دارایی و دو بخش وجود دارد. سه نوع دارایی یک دارایی ایمن (پول) ، اوراق ریسک و سپرده است. یک بانک انحصاری کنترل نشده وجود دارد که منحصراً در بازار اوراق قرضه سرمایه گذاری می کند و سرمایه گذاری های خود را از طریق سرمایه و سپرده های خود تأمین می کند. در دوره اول ، بانک به منظور به حداکثر رساندن سود خود در دوره دوم ، ریسک (احتمال پیش فرض) سبد اوراق قرضه خود و همچنین اهرم خود را انتخاب می کند. بخش دوم توسط سپرده گذاران تشکیل می شود. سپرده گذاران تصمیم می گیرند که در دوره اول چه مقدار از ثروت خود را می خواهند مصرف کنند ، چقدر می خواهند به عنوان پول نگه دارند و چقدر می خواهند به بانک انحصاری وام دهند.

فرضیات اساسی

دارایی ایمن

عرضه دارایی ایمن کاملاً الاستیک است و نرخ بهره صفر را پرداخت می کند. بنابراین ، دارایی ایمن را می توان به عنوان پول در جهان بدون تورم تعبیر کرد.

تحليلات الفوركس...
ما را در سایت تحليلات الفوركس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : یکتا ناصر بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 29 اسفند 1401 ساعت: 12:59