در طول تاریخ طولانی ایران ، این کشور علاوه بر تشکیل بخشی از تعدادی از امپراتوری های جهانی ، تمدن بزرگ فارسی خود را تکامل داده است. ایران نهادهای پیشرفته ای ایجاد کرده است که بسیاری از آنها هنوز در دهه 1980 بر رژیم اسلامی آن تأثیر گذاشتند. علیرغم آشفتگی پیرامون ایجاد دولت انقلابی آن ، توسعه ایران استمرار را نشان داده است. روندهای اساسی که بر ایران در بیشتر تاریخ خود تأثیر می گذارد ، سنت دولت سلطنتی بوده است که در قرن بیستم توسط محمد رضا شاه پهلوی نمایان شده است. نقش سیاسی مهم شیعه (نگاه کنید به واژه نامه) روحانیت اسلامی ، که اخیراً در آیت الله سید روه الله موموی خمیینی دیده می شود. و از اواخر قرن نوزدهم ، فشار برای غربی شدن یا نوسازی.
ایران به دلیل داشتن رژیم هایی که نه تنها مناطق همسایه را فتح کرده اند بلکه نهادهای مبتکرانه را نیز ابداع کرده اند ، متمایز شده است. Achaemenids (550-330 B. C.)-که بر اولین امپراتوری جهان ایران حاکم بود ، که از سواحل اژه آسیای صغیر تا افغانستان و همچنین جنوب به مصر امتداد داشت-ساختارهای باشکوه را در Persepolis ایجاد کرد ، که بقایای آن هنوز هم استوجود داشته باشدهخامنیدها همچنین شبکه گسترده ای از جاده ها ، یک کد قانونی ، یک سیستم سکه و یک سیستم جامع اداری را که به برخی از استقلال های محلی امکان پذیر بود ، افتتاح کرد و آنها مشغول تجارت گسترده بودند. ایران همچنین بر فاتحان آن تأثیر گذاشته است. به دنبال فتح ایران ، امپراتوری امییاد مسلمان (A. D. 661- 750) بسیاری از نهادهای ایرانی ، مانند سیستم اداری ایران و سکه ها را به تصویب رساندند. علاوه بر این ، Tamerlane (1405-1405) ، حاکم مشهور مغول ، از مدیران ایرانی در حاکمیت سرزمین های دور افتاده خود استفاده کرد.
علیرغم منشأ قبیله ای آنها ، برای بیشتر تاریخ این کشور ، مردم ایران فقط دولت سلطنتی را می شناسند ، اغلب از یک نوع مطلق گرایانه. به عنوان مثال ، ساسانیدهایی که به مدت چهار قرن بر ایران اداره می شدند ، از A. D. 224 شروع به کار کردند ، اصطلاح هخامنشی شاهانشاه (پادشاه پادشاهان) را برای حاکم خود احیا کردند و او را "سایه خدا بر روی زمین" می دانستند. این مفهوم دوباره در اواخر قرن هجدهم توسط سلطنت قاجر احیا شد ، که تا زمانی که رضاخان ، یک فرمانده نظامی ، در قدرت باقی ماند ، خود را به عنوان رضا شاه پهلوی در سال 1926 تاج گذاری کرد. بسیاری از آنها پسر رضا شاه ، محمد رسزا شاه را می دانستند. حاکم مطلق گرا در روزهای بعدی خود ، به ویژه به دلیل استفاده از نیروی امنیتی داخلی ساواک (Sazman-e Ettelaat va amniyat- e keshvar) برای سرکوب مخالفت داخلی.
پس از فتح مسلمانان ، ایران به شدت تحت تأثیر اسلام و به ویژه نقش سیاسی که توسط روحانیت شیعه اعمال می شد ، تحت تأثیر قرار گرفت. چنین تأثیرگذاری تحت سلطنت سلسله بومی صفاوییدها (1722- 1501) ایجاد شد. صفویان متعلق به یک دستور مذهبی صوفی بودند و شیعه اسلام را به عنوان دین رسمی ایران تبدیل کردند و یک کارزار تبدیل بزرگ مسلمانان ایرانی را انجام دادند. این سابقه در سال 1979 با روشی بسیار دقیق تر تئوریک توسط آیت الله خمینی احیا شد.
برخلاف این عنصر سنتی در تاریخ ایران ، فشار به سمت غربی شدن است که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. چنین فشارهایی در ابتدا از انگلیس به وجود آمد ، که به دنبال افزایش روابط تجاری خود با ایران با ترویج نوسازی زیرساخت های ایران و آزادسازی تجارت آن بود. با این حال ، تا زمانی که واکنش داخلی ایران به فساد فزاینده سلطنت قوهار منجر به انقلاب قانون اساسی در سالهای 1905-1906 شد ، تأثیر کمی نداشت. این انقلاب منجر به یک پارلمان منتخب یا ماجلیس شد (به واژه نامه مراجعه کنید) ، کابینه ای که توسط ماجلیس تصویب شده است ، و قانون اساسی تضمین آزادی های شخصی برخی از شهروندان. در طی کمتر از بیست سال ، برنامه رضا شاه تأکید کرد که برای کاهش قدرت رهبران قبیله ای و مذهبی و ایجاد توسعه اقتصادی و اصلاحات قانونی و آموزشی در امتداد خطوط غربی ، اقدامات طراحی شده است. محمد رضا شاه ، مانند پدرش ، چنین غربی سازی را ارتقا داد و تا حد زیادی نقش سنتی در جامعه ایرانی رهبران مذهبی شیعه محافظه کار را نادیده گرفت (رجوع کنید به اسلام شیعه در ایران ، ج 2).
محمد رضا شاه همچنین با گسترش چشمگیر نقش خود در امور امنیتی داخلی ، ارتش را تقویت کرد تا مخالفان داخلی را که پس از نخست وزیر محمد موساک بوجود آمد ، مقابله کند (به موزادق و ملی سازی نفت ، ص 1 مراجعه کنید). علاوه بر این ، شاه در دفاع از دشمنان خارجی تأکید کرد زیرا وی از طرف اتحاد جماهیر شوروی ، که قلمرو ایران را در طول و بعد از جنگ جهانی دوم اشغال کرده بود ، احساس تهدید می کرد. برای مقابله با چنین تهدیدی ، شاه به دنبال کمک های نظامی ایالات متحده در قالب پرسنل مشاوره و سلاح های پیشرفته بود. وی همچنین به شدت سرکوب حزب کمونیست توده و سایر گروه های مخالف مانند مژدین افراط گرای اسلامی (موژدین-خالق یا مبارزات مردم) و سازمانهای فدیان (Cherikha-fadayan-khalq).
در همین حال ، شاه با اجرای مجموعه ای از برنامه های توسعه اقتصادی هفت و پنج ساله ، که اولین مورد در سال 1948 راه اندازی شد ، توسعه اقتصادی ایران را ارتقا داد. این برنامه ها بر ایجاد زیرساخت های لازم و ایجاد صنعت با سرمایه گذاری تأکید شده است. در ابتدا استفاده از درآمدهای عظیم نفتی ایران اما به دنبال در نهایت متنوع سازی اقتصاد کشور با گسترش صنعت سنگین است. در دهه 1960 ، شاه نیز به اصلاحات ارضی توجه کرد ، اما توزیع مجدد زمین به دهقانان کند بود ، و در بسیاری از موارد میزان زمین اختصاص یافته به کشاورزان خاص برای تولید کشاورزی از نظر اقتصادی ناکافی بود. علاوه بر این ، ایران در نتیجه خریدهای عظیم سلاح های خارجی شاه و تلاش های ناعادلانه سریع وی در توسعه صنعتی و نوسازی ، تورم بالایی را تجربه کرد. اعضای بازار بازار ، یا کلاس تجاری کوچک ، از نوسازی ناهموار بودند و نسبت به نخبگان غربی شدن شاه کمتر به دست آوردند (به جامعه شهری ، ج 2 مراجعه کنید). این فقدان سود از اصلاحات نیز در مورد ساکنان اکثر روستاهای کوچک ، که بدون برق ، آب جاری یا جاده های آسفالت شده باقی مانده بودند ، صادق بود (به درآمد نفت و شتاب نوسازی ، 79- 1960 ، ص 3 مراجعه کنید).
عوامل بسیاری در سقوط شاه نقش داشته اند (به آمدن انقلاب ، ج 1) مراجعه کنید. ناظران غالباً از عواملی مانند نگرانی در مورد رشد تأثیرات غربی و سکولاریزاسیون ، نادیده گرفتن رهبران مذهبی ، سرکوب مخالفان بالقوه و حزب Tudeh و عدم موفقیت طبقه بازار برای دستیابی به مزایای قابل توجهی از برنامه های توسعه اقتصادی شاه استناد می کردند. وادپس از یک دولت موقت سکولار پس از سرنگونی شاه در سال 1979 ، نیروهای روحانی وفادار به آیت الله خمینی کنترل را به دست گرفتند و یک انقلاب اسلامی دور را آغاز کردند.
در رژیم انقلابی خمینی ، خود آیت الله به عنوان راهنمای سیاست و تصمیم گیرنده نهایی در نقش خود به عنوان فقهای پرهیزگار ، یا فقیح (به واژه نامه) ، مطابق با آموزه ولایات فقیح عمل می کرد (نگاه کنید به واژه نامه) ، که تحت آن دانشمندان مذهبی استجامعه مؤمنان را راهنمایی کرد. ایران ، که به طور رسمی به جمهوری اسلامی ایران تغییر نام داد ، با حاکمان نماینده خدا در حاکمیت یک قوم مسلمان ، به یک کشور الهیات تبدیل شد ، چیزی که قبلاً حتی توسط دوازده امام شیعه نیز تلاش نشده بود (به واژه نامه مراجعه کنید).
قانون اساسی سال 1979 خمینی را به عنوان فقیح برای زندگی معرفی می کند. مجمع متخصصان در سال 1985 Hojjatoleslam Hosain Ali Montazeri را به عنوان معاون خمینی و در نتیجه به عنوان جانشین معرفی کرد. در سال 1988 مشخص نبود که آیا کشور هنگام مرگ خمینی ، انتخاب کارشناسان را می پذیرد.
قانون اساسی انقلابی به غیر از انتصاب خمینی فقی برای زندگی ، نهادهای سیاسی را برای اجرای جنبه های قانونگذاری دولت فراهم می کند. یک مجلس قانونگذاری منتخب ، ماجلیس ، که متهم به تصویب قوانینی است که توسط مجریه تدوین شده است ، تحت سلطه رهبران مذهبی مسلمان بود. قانون اساسی همچنین شورای نگهبانان را ایجاد کرد تا اطمینان حاصل کند که قوانین تصویب شده توسط مجلسی که با اسلام مطابقت دارد. در عمل ، شورای نگهبانان در مورد قوانین اقتصادی محافظه کار بوده است و به عنوان مثال اقدامات MAJLIS در مورد اصلاحات ارضی را مسدود می کند. برای غلبه بر این انسداد قانون ، در ژانویه 1988 آیت الله خمینی حكمی را به رئیس جمهور علی خمنیحی داد كه در آن ادعا كرد كه دولت اسلامی همان اختیارات را با پیامبر محمد ، كه معاون خدا بود ، داشت. بنابراین ، دولت می تواند قرآن را با توجه به قوانین در صورتی که به نفع جامعه باشد ، کنار بگذارد.
به غیر از مؤسسات قانونگذاری ، بیان سیاسی در اصل از طریق احزاب سیاسی رخ داده است. با این حال ، جناح سیاسی غالب ، حزب عمدتاً تحت رهبری روحانیت اسلامی که در اوایل سال 1979 تأسیس شد ، در سال 1987 منحل شد زیرا این امر غیرقابل کنترل بود. پس از آن ، تنها یک حزب سیاسی قانونی به رسمیت شناخته شده ، جنبش آزادی ایران (Nehzat-e azadi-yi ایران) ، که توسط نخست وزیر پیشین مهدی بازگان تأسیس شده بود ، در ایران اداره می شد. برآورد تعداد افرادی که مخالف دولت یا زندان بودند متفاوت بود. به طور رسمی ، شماره دوم به عنوان 9000 نفر داده شد ، اما آنتی بادی موژدین اظهار داشت که 140،000 چهره واقع بینانه تر است. در سال 1988 احزاب مخالف در تبعید ، در درجه اول در اروپای غربی وجود داشتند و شامل جنبش های قومی کرد و افراط گرایان اسلامی موژدین و همچنین مارکسیست ها و سلطنت طلبان بودند (به احزاب سیاسی مخالف در تبعید ، ج 4 مراجعه کنید). Mojahedin همچنین ارتش ملی آزادی ایران را که از عراق شمالی علیه رژیم خمینی عمل می کرد ، ایجاد کرده بود.
پس از آنکه دولت آیت الله به قدرت رسید ، در ابتدا بسیاری از اعضای رژیم شاه ، از جمله افسران خدمات مختلف مسلح ، اعدام یا زندانی شد. اما ، پس از وقوع جنگ با عراق در سال 1980 ، تعداد قابل توجهی از مردان نظامی از زندان آزاد شدند تا رهبری اساسی را در میدان نبرد یا در جنگ هوایی فراهم کنند (به بسیج و مقاومت ایران ، ج 5 مراجعه کنید). در اوایل ژوئن سال 1979 ، ضد ارتش به طور منظم در قالب Pasdaran ایجاد شد (Pasdaran-E Enghelab-Eslami ، یا سپاه نگهبان انقلابی اسلامی یا نگهبانان انقلابی) ، سازمانی متهم به حفظ انقلاب. Pasdaran به خودی خود به یک نیروی نظامی مهم تبدیل شد و توسط یک وزیر سطح کابینه تحت نظارت قرار گرفت (به نیروهای مسلح ویژه و نامنظم ، ج 5 مراجعه کنید).
تا سال 1988 ، جنگ هشت ساله با عراق در مراحل مختلف استراتژی و تاکتیک ها تکامل یافته بود (به جنگ ایران و عراق ، ج 5) مراجعه کنید. از آنجا که جمعیت ایران تقریباً سه برابر عراق بود ، استخر نیروی انسانی نظامی ایران بسیار برتر بود. با استفاده از این مزیت ، در مراحل اولیه جنگ ایران به طور گسترده در حمله های "موج انسانی" علیه مواضع عراق ، که اغلب در نوجوانی از جوانان استفاده می کرد ، مشغول کار بود. این استراتژی جنگ از نظر تلفات انسانی برای ایران بسیار پرهزینه بود. تخمین زده می شود که بین 300000 تا 400000 ایرانی تا سال 1987 کشته شده بود ، و تخمین زده می شود ضررهای ماتریل نیز بزرگ باشد. این خصومت ها شامل یک جنگ تانکر در خلیج فارس و استخراج خلیج فارس توسط ایران بود ، حوادثی که منجر به درگیری ایالات متحده و سایر کشورهای غربی شد ، که به دنبال محافظت از حمل و نقل آنها بودند و از منافع استراتژیک ، اقتصادی و سیاسی آنها محافظت می کردنددر منطقه. علاوه بر این ، "جنگ شهرها" در سال 1985 افتتاح شد و هر طرف مراکز شهری دیگر را با موشک بمباران کرد. ایران تلاش قابل توجهی را در توسعه صنعت اسلحه داخلی قادر به تولید یا اصلاح سلاح ها و ماتیل جنگ به دست آمده از منابع خارجی انجام داد. تأمین کننده اصلی سلاح های ایران چین بود که از طریق سایر سیستم های تسلیحاتی موشک های سطح به سطح Silkworm Hy-2 را به دست آورد. ایران همچنین موشک هایی را از اتحاد جماهیر شوروی به دست آورد ، که سعی در حفظ روابط دوستانه با هر دو طرف در جنگ ایران و عراق داشت. علاوه بر این ، در جنگ زمینی ، که در ابتدا به نفع عراق بود اما پس از آن به نفع ایران به شدت تبدیل شد ، در آوریل 1988 عراق موفق به بازیابی شبه جزیره FAW شد. بنابراین عراق بخش قابل توجهی از قلمرو را که قبلاً برای ایران از دست داده بود ، کشف کرد.
این جنگ با کاهش ذخایر ارزی خود و ایجاد تعادل کسری پرداخت ، اقتصاد ایران را به شدت متلاشی کرده است. همچنین نیروی انسانی را هدایت کرده است که در غیر این صورت درگیر کشاورزی و صنعت بوده است (به تأثیر جنگ بر اقتصاد ، ج 3 مراجعه کنید). در سال 1987 هزینه های کلی جنگ ایران تقریباً 350 میلیارد دلار محاسبه شد. علاوه بر این ، آسیب های زمان جنگ به مراکز شهری در ایران غربی ، مانند آبادان ، آهواز ، دزول و خورامشهر ، باعث شد پناهندگان به آبران و سایر شهرها سیل بزنند و بیشتر کمبود مسکن را تشدید کنند. تخریب تاسیسات تولید ، پردازش و حمل و نقل نفتی در خلیج فارس باعث کاهش تولید نفت ایران و قابلیت صادرات آن شده است و از این طریق درآمد را کاهش می دهد. فروش سایر کالاهای داخلی ، مانند فرش ، محصولات کشاورزی و خاویار ، قادر به جبران درآمد نفت گمشده نبودند که این امر بیشتر توسط یک گلوله نفتی جهانی کاهش می یابد. بنابراین ، در سال 1988 ، رژیم انقلابی با آینده ای اقتصادی تنگ روبرو شد که در آن مشکلات ساختاری اساسی-مانند میزان درگیری دولت در اقتصاد و اجرای موفقیت آمیز اصلاحات کشاورزی-مورد بررسی قرار گرفت.
وضعیت اقتصادی ایران تا حدی بر سیاست خارجی آن تأثیر گذاشته است. اگرچه ملاحظات ایدئولوژیک مبتنی بر اصول انقلابی که در اوایل انقلاب حاکم بود ، با ادامه جنگ با عراق ، سیاست های ایران عملی تر شد. به عنوان مثال ، به دلیل نیاز به سلاح و سایر ماتریل نظامی ، رژیم خمینی مایل به خرید اسلحه از ملل غربی و حتی از اسرائیل بود. در ابتدا ، دولت انقلابی از موضع طرفدار غربی شاه تغییر سیاست خارجی خارجی ایجاد کرده بود. ایالات متحده به دلیل حمایت از شاه ، به عنوان "شیطان بزرگ" و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان "شیطان کمتر" شناخته شد. هم سرمایه داری و هم سوسیالیسم به عنوان سیستم های مادی گرا که به دنبال تسلط بر جهان سوم بودند ، محکوم شدند. با این حال ، در عمل ، ایالات متحده هدف اصلی بود ، همانطور که به وضوح در توقیف سفارت ایالات متحده در تهران و گرفتن دیپلمات های آمریکایی به عنوان گروگان در نوامبر 1979 مشهود بود.
به دلیل تمایل رژیم خمینی برای صادرات انقلاب ، سلطنت های منطقه ای با انجمن های غربی ، مانند عربستان سعودی ، کشورهای خلیج فارس و اردن ، به ویژه پس از آنکه این کشورها در جنگ ایران و عراق به حمایت عراق رسیدند ، با برخی خصومت در نظر گرفته شدند.(به روابط با قدرت های منطقه ای ، ج 4 مراجعه کنید). سیاست خارجی شبه نظامی ایران در منطقه در تاریخ 1 اوت 1987 ، تظاهرات در طی زیارت مکه منعکس شد. در نتیجه ، بیش از 400 زائر کشته شدند (اکثر آنها ایرانی). به عنوان اعتراض به اقدامات ایران در خلیج فارس ، در اواخر آوریل 1988 عربستان سعودی روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد. نمونه دیگر از سیاست شبه نظامی ایران ، بودجه و حمایت مالی سازمان های افراطی اسلامی در لبنان ، به ویژه امل اسلامی و حزب الله بود که به جنگ داخلی در لبنان کمک می کرد.
در سال 1988 کشوری که ایران بیشترین رابطه را با آن داشته است سوریه بود. ایران همچنین روابط اقتصادی فعال با اتحاد جماهیر شوروی ، به ویژه با توجه به تجارت مستقیم ، خریدهای اسلحه و انتقال کالاها از طریق اتحاد جماهیر شوروی به اروپای غربی را حفظ کرد.
دوره آینده ایران در اواخر دهه 1980 به عوامل مختلفی وابسته بود. اینها شامل صافی بود که با آن می توانست انتقال به جانشین آیت الله خمینی را انجام دهد. مدت ، هزینه و شرایط تسویه جنگ با عراق ؛جهت سیاست خارجی ایران ، در رابطه با ابرقدرت ها و باقیمانده جهان ، به ویژه کشورهای منطقه. و مهارت تکنوکرات های ایرانی در انجام اقدامات لازم برای رفع مشکلات اقتصادی کشور.
پس از اتمام نسخه خطی در ژوئن 1988 ، دو رویداد مهم در ژوئیه 1988 رخ داد که در تصمیم ایران در 18 ژوئیه برای پذیرش پیشنهاد سازمان ملل (سازمان ملل) در سال 1987 برای آتش بس در جنگ ایران و عراق کمک کرد. در تاریخ 3 ژوئیه 1988 ، نیروی دریایی ایالات متحده با خطا به یک هواپیمای غیرنظامی ایرانی که اعتقاد داشت قصد حمله به یک کشتی نیروی دریایی ایالات متحده در خلیج فارس را دارد ، شلیک کرد. در یک قدم نشانگر اعتدال ، ایران سقوط پرواز هوایی ایران 655 را به سازمان ملل منتقل کرد ، جسمی که از سال 1981 به آن توجه کمی پرداخت کرده بود زیرا ایران احساس می کرد سازمان ملل از موضع ایالات متحده در مورد مسئله گروگان حمایت می کند. درست قبل از بحث و گفتگو در سازمان ملل ، رئیس جمهور رونالد ریگان اعلام كرد كه ایالات متحده بدون پذیرش سرزنش این حادثه ، آماده است تا مبلغی را برای اقوام قربانیان پرداخت كند.
در انجام فوری جنگ ، در 13 ژوئیه نیروهای عراقی در جبهه مرکزی جنوبی پیشرفت کردند و دهیران ، سی کیلومتری را در داخل ایران اسیر کردند. آنها حدود 5000 زندانی و همچنین مقادیر قابل توجهی تجهیزات نظامی ایران را در طول اشغال سه روزه خود در منطقه گرفتند. کارشناسان خارجی گمان کردند که عراق به دنبال تقویت موقعیت چانه زنی خود در مورد مذاکرات صلح است.
در 18 ژوئیه ایران از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از ژوئیه 1987 خبر داد ، که خواستار آتش بس بود. خمینی ، مسئولیت پذیرش این "کلبه های مسموم" را بر عهده گرفت ، در حالی که در عین حال فداکاری های بزرگ ملت را به رسمیت می شناسد ، اظهار داشت که با توجه به "وقایع نامشخص" اخیر (احتمالاً "جنگ کشورها" عراق و استفاده از آن از جنگ شیمیایی، همراه با مداخله "شیطان بزرگ") و توصیه های کارشناسان سیاسی و نظامی ایران ، وی معتقد بود که آتش بس به نفع انقلاب است. از اواسط ماه مه 1989 ، اگرچه آتش بس در حال انجام بود ، اما هیچ پیشرفت چشمگیری در مذاکرات صلح ایرانی و عراق تحت حمایت سازمان ملل حاصل نشده بود ، و عراق اصرار داشت که بر کل حاکمیت بر کل شات آل عرب به عنوان شرط حل و فصل باشد.
خمینی غالباً اظهار داشت كه او بدون سرنگونی رژیم صدام حسین رئیس جمهور عراق موافقت نخواهد كرد. وارونگی موقعیت وی سؤالاتی را در مورد آینده انقلاب ایجاد کرد. در بهار 1989 شواهدی وجود داشت که جناح گرایی در بین رهبران انقلابی رو به افزایش بود. چشمگیر ترین نمونه این امر ، آیت الله مونتازری در اواخر ماه مارس بود که به عنوان جانشین خمینی استعفا داد. ظاهراً مونتازری از فیض سقوط کرد زیرا او در سیاست های رژیم ناعادلانه بحرانی شده بود. او بارها و بارها از ادامه اجرای بسیاری از افراد به این دلیل که خصمانه انقلاب هستند ، انتقاد کرده بود و این سؤال را مطرح کرده بود که آیا ایران واقعاً در جنگ با عراق پیروز شده است یا خیر.
مجدداً در میان سلسله مراتب برتر از اواسط ماه مه 1989 مشخص نبود. به عنوان مثال ، در اوایل ماه مارس ، خمینی با انتصاب Hojjatoleslam عبدالله نوری ، دوست سخنران ماجلیس علی اکبر هاشمی-رافسانجانی موافقت کرده بود ، به عنوان نماینده شخصی ویبه Pasdaran. تصور می شد این اقدام بخشی از استراتژی رافسانجانی برای کاهش تأثیر Pasdaran و ادغام آنها از نزدیک با ارتش باشد ، زیرا رژیم ارتش را به عنوان یک نیروی وفادارتر نسبت به Pasdaran در دوره پس از جنگ می دانست. حتی قبل از پایان جنگ ، در اوایل سال 1988 ، دولت به دنبال یک سیاست عملی آغاز شد و به دنبال بازیابی دوستان برای ایران در جامعه جهانی از طریق وسیله ای مانند برقراری مجدد روابط دیپلماتیک با فرانسه ، کانادا و انگلیس بود. روابط با انگلیس دوباره قطع شد ، با این حال ، در اواخر فوریه 1989 ، در نتیجه تحمیل خمینی به مجازات اعدام در 14 فوریه به نویسنده انگلیسی سلمان رشدی به دلیل تألیف خود از آیات شیطانی.
از پایان جنگ در ژوئیه 1988 ، مسئله عمده در بین جناح های مختلف در دولت ، میزان درگیری خارجی است که باید در بازسازی ایران مجاز باشد. علیرغم برخی مخالفان در این زمینه ، دولت در صدد دریافت وام و اعتبار برای ایران از منابع مختلف اروپای غربی و از ژاپن بوده است زیرا پیش بینی نمی شود درآمد نفت برای تأمین نیازهای بازسازی کافی باشد ، چه رسد به اینکه پروژه های توسعه ای را فراهم کند. دغدغه بازسازی و کمبود بودجه ، رژیم انقلابی را موظف کرده است که در صورت عدم ترک ، اقدامات لازم برای صادرات انقلاب را به تعویق بیندازد. در عوض ، ایران به دنبال آشتی با برخی از کشورهای خلیج فارس و اتحاد جماهیر شوروی بود. علاوه بر این ، به نظر می رسد که در تخصیص بودجه خود برای سال جدید ایران از 21 مارس و برای برنامه توسعه پنج ساله پیشنهادی ، رژیم در حال افزایش هزینه های خود برای پروژه های کشاورزی و آب و تأکید بر آموزش ، بهداشت و اقدامات اجتماعی است. از این تعداد برای نشان دادن نگرانی اسلامی برای پایین آمدن طراحی شده است.
مسئله دوم در میان جناح های مختلف مربوط به میزان مناسب بودن تمرکز دولت بود. یکی از جناح ها اظهار داشت که برای اجرای موفقیت آمیز برنامه های بازسازی ، جهت گیری سیاست متمرکز تر لازم است و برای دستیابی به این هدف ، ریاست جمهوری نیاز به تقویت دارد. رفسنجانی از این مقام حمایت کرد و یکی از بیش از 100 امضا کننده پیشنهادی بود که به خمینی ارائه شد که یکی از راه های تقویت اجرایی ، از بین بردن دفتر نخست وزیر است. در این ارتباط ، نامه ای در مطبوعات ایران در تاریخ 16 آوریل 1989 منتشر شد و توسط 166 نماینده ماجلیس امضا شد و از خمینی خواست تا کمیته ای را برای اصلاح قانون اساسی در سه حوزه ایجاد کند: فقیح ، ریاست جمهوری و قوه قضاییه. خمینی در اواخر ماه آوریل با انتصاب بیست عضو به کمیسیون تجدید نظر در قانون اساسی پاسخ داد ، با این که ماجلیس پنج عضو اضافی را منصوب کرد. خمینی دستورالعمل هایی را برای استفاده از این کمیسیون در جستجوی هشت حوزه قانون اساسی ، از جمله سه درخواست شده ارائه داد. جنبه های دیگری که باید مورد بررسی قرار گیرد شامل نقش شورای تشخیص است که برای آشتی دادن اختلافات در بین شورای نگهبانان ، مجلسی ها و دولت منصوب شده است. تا اواسط ماه مه چندین بار ملاقات کرده بود.
مطبوعات گزارش داده اند که بحث و گفتگوها شامل بحث در مورد پیش نویس پیشنهادهای اصلاح اساسنامه مربوط به صلاحیت های مربوط به پست فقیح است تا روحانیت با رتبه پایین بتوانند در شورای جمعی فالیه ها خدمت کنند. این امر به عنوان مثال به رافسانجی و خامنهری اجازه می دهد تا خدمت کنند. بحث و گفتگوهای دیگر در مورد تغییرات پیشنهادی در ریاست جمهوری که مستلزم حذف پست نخست وزیر است یا به رئیس جمهور اجازه می دهد نخست وزیر را بدون تصویب ماجلیس منصوب کند ، محور است و به این ترتیب نخست وزیر را مسئول رئیس جمهور می کند. در اوایل ژانویه سال 1989 ، رافسانجانی اظهار داشت كه او می تواند برای موفقیت در كامنهئی جانشین شود ، هنگامی که دوره دوم در اوت 1989 به پایان رسید. اگرچه از اواسط ماه مه ، رافسانجانی خود را به طور عمومی متعهد به دویدن نکرده بود ، اما وی برای این پست تأیید کرده بود. از رهبران انقلابی همه جناح ها. بنابراین به نظر می رسد که رژیم انقلابی در راه برخی تغییرات اساسی در ساختار اجرایی و رهبری آن بود.
18 مه 1989 هلن چاپین متز
از آنجا که این جلد مطبوعات بود ، آیت الله خمینی در 3 ژوئن 1989 در اثر حمله قلبی درگذشت ، پس از عمل جراحی روده دو هفته قبل. پس از مشورت های طولانی ، در تاریخ 4 ژوئن رئیس جمهور خامنهی توسط اکثریت دو سوم مجمع متخصصان ، جانشینان خمینی به عنوان فقیح معرفی شد. آینده دولت ایران با در نظر گرفتن رهبری احتمالی جمعی و اصلاحات پیشنهادی به قانون اساسی که بر ساختارهای اجرایی ، قضایی و اداری تأثیر می گذارد ، نامشخص بود.
تحليلات الفوركس...
ما را در سایت تحليلات الفوركس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : یکتا ناصر
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
24 اسفند
1401 ساعت: 16:13